دیدارهای رهبر شهید انقلاب اسلامی با شاعران طی سالهای گذشته، یکی از معدود محافلی بود که شاعران افغانستانی نیز در کنار شاعران ایرانی در آن حضور مییافتند. محمدکاظم کاظمی، شاعر و پژوهشگر ادبی افغانستان، از نخستین سالهای این دیدارها در آنها حضور داشته و در چندین نوبت نیز شعرخوانی کرده است.
از دیدار سال ۱۳۶۷ تا شعرخوانیهای متعدد
کاظمی درباره سابقه حضور خود در دیدارهای شاعران با رهبر شهید انقلاب گفت که نخستین دیدار او به سال ۱۳۶۷ و دوران ریاستجمهوری ایشان بازمیگردد. در آن سال، در جریان سفر نوروزی ایشان به مشهد، با هماهنگی سیدعبدالله حسینی، جمعی از شاعران ایرانی و افغانستانی در حرم با ایشان دیدار کردند. به گفته کاظمی، مرحوم سعادتملوک تابش از دیگر شاعران افغانستانی حاضر در آن دیدار بود.
این شاعر افغانستانی افزود که پس از آن دیدار، بهصورت گاهبهگاه در جلسات حضور داشته و پس از تثبیت دیدار شاعران در نیمه ماه مبارک رمضان، تقریباً بهصورت منظم در برخی از این برنامهها شرکت کرده است. کاظمی گفت که در مجموع شاید ۱۰ تا ۱۵ بار یا بیشتر در این دیدارها حضور داشته و حدود ۷ یا ۸ بار نیز فرصت شعرخوانی پیدا کرده است.
وقتی شعر و نام کاظمی به یاد آورده شد
کاظمی یکی از خاطرات ماندگار خود را مربوط به دیداری در سال ۱۳۸۷ دانست؛ دیداری که پس از حدود ۱۰ تا ۱۵ سال فاصله از نخستین حضور او اتفاق افتاد. او گفت که در آن سالها به دلیل مشغلههای مختلف، امکان حضورش در این جلسات کمتر شده بود و هنگامی که پس از سالها دوباره به دیدار رفت، تصور نمیکرد رهبر شهید، او را به خاطر داشته باشند.
کاظمی روایت کرد که پس از نماز و هنگام رفتن به سمت محل صرف شام، خود را معرفی کرده و گفته است: «محمدکاظم کاظمی هستم.» به گفته او، رهبر شهید بلافاصله او را شناختند و ضمن خوشامدگویی، از او درباره وضعیتش پرسیدند. این شاعر افغانستانی افزود که در همان گفتوگو متوجه شده رهبر شهید، کتاب «گزیده غزلیات بیدل» او را که به تازگی منتشر شده بود، مطالعه کردهاند.
«شما هم جوان هستید»؛ خاطره شعر «شهر من»
کاظمی در ادامه به خاطره دیگری از همان دیدار اشاره کرد؛ زمانی که ترجیح میداد فرصت شعرخوانی در اختیار شاعران جوانتر قرار گیرد. او گفت یادداشتی برای مجری وقت برنامه فرستاده و در آن خواسته بود از او برای شعرخوانی دعوت نشود. کاظمی افزود که پس از دعوت به شعرخوانی، موضوع را با رهبر شهید مطرح کرده و گفته است که ترجیح میدهد دوستان شاعر جوان شعر بخوانند؛ اما ایشان پاسخ دادهاند: «نه، شما هم جوان هستید» و همچنین اشاره کردهاند که سالهاست از شعر افغانستان چیزی نشنیدهاند و از کاظمی خواستهاند حتماً شعر بخواند.
این شاعر افغانستانی در ادامه شعر «شهر من» را که درباره وضعیت افغانستان و شهر کابل بود، خوانده است؛ شعری که در پایان آن تحت تأثیر مضمون شعر دچار بغض و گریه شده است. کاظمی گفت واکنش رهبر شهید به این شعر برایش بسیار جالب بوده و ایشان پس از شنیدن آن، درباره توصیف فضای شعر و اثرگذاری آن سخن گفتهاند.
چرا کاظمی در دیدارها از مشکلات مهاجران نمیگفت؟
کاظمی درباره انتقاد برخی مهاجران افغانستانی که معتقدند شاعران افغانستان باید در دیدارهای خود مشکلات مهاجران را نیز مطرح کنند، توضیح داد که این جلسات اساساً با هدف شعرخوانی برگزار میشده است. او گفت طبیعی است شاعری که برای شعرخوانی دعوت شده، در درجه نخست باید شعر خود را بخواند و طرح گلایهها و مسائل جنبی پیش از شعرخوانی معمولاً پسندیده تلقی نمیشود.
کاظمی تأکید کرد که به همین دلیل در جلسات اصلی، معمولاً فقط شعر خوانده و از بیان مستقیم مشکلات مهاجران خودداری کرده است؛ هرچند در برخی موارد از رهبر شهید بابت فراهم شدن امکان تحصیل دانشآموزان مهاجر افغانستان بدون مدارک کامل، تشکر کرده و شعری نیز درباره نوجوانان افغانستانی خوانده است. او در عین حال گفت که این به معنای مطرح نشدن مسائل مهاجران در دیدارهای دیگر نبوده است؛ چراکه پیش از جلسات، هنگام شام یا در دیدارهای خصوصی، فرصت گفتوگو درباره این مسائل فراهم میشده است.
روایت کاظمی از دیدار خصوصی درباره مهاجران
کاظمی گفت در یکی از دیدارهای خصوصی با جمعی از هنرمندان و فعالان هنر و ادبیات، به تفصیل درباره وضعیت مهاجران افغانستان با رهبر شهید صحبت کرده است. به گفته او، در این دیدار درباره این موضوع سخن گفته که اگرچه نگاه رهبر انقلاب به مهاجرت و مهاجران مثبت است، اما برخی مسئولان و دستاندرکاران امور مهاجران سختگیریهایی دارند که زندگی مهاجران را دشوار میکند.
کاظمی گفت که پاسخ رهبر انقلاب در مجموع این بوده که «ما مردم افغانستان را دوست داریم و افغانستان برای ما مهم است»، اما مهاجران شرایط یکسانی ندارند و باید وضعیت افراد مختلف در تصمیمگیریها مورد توجه قرار گیرد. او همچنین با اشاره به خاطرات دوران اقامت رهبر انقلاب در مشهد گفت که بسیاری از شاگردان ایشان در حوزه، طلبههای افغانستانی بودهاند و برخی استادان حوزه نیز از افغانستان آمده بودند؛ موضوعی که به گفته او نشاندهنده سابقه طولانی ارتباط میان دو ملت است.
شعر؛ راهی برای نزدیکتر کردن دو ملت
کاظمی معتقد است اگرچه مسائل و مشکلات مهاجران باید مطرح شود، اما در مناسبات میان دو ملت، شعر میتواند اثری ماندگارتر و عمیقتر داشته باشد. او گفت: «آن چیزی که در نهایت برآیند مؤثر در مورد مسائل مهاجرت و مسائل مناسبات دو ملت دارد، آن شعر است که ما ارائه میکنیم؛ مخصوصاً شعری که همدلیبرانگیز باشد.»
این شاعر افغانستانی تأکید کرد که اگر در شعر گلهای نیز وجود دارد، بهتر است به شکلی بیان شود که به همدلی منجر شود، نه اینکه مخاطب را نسبت به طرف مقابل دلخور یا در موضع دفاعی قرار دهد. کاظمی افزود که اگر یک شاعر از مسائل مهاجرت با ادبیاتی بسیار تند گلایه کند، ممکن است مخاطب ایرانی نیز متقابلاً فهرستی از گلایههای خود را مطرح کند و گفتوگو از مسیر همدلی به گلهگذاری متقابل کشیده شود. او تأکید کرد که در مناسبات میان دو ملت، هدف اصلی باید تقویت یک «زیست درازمدت اجتماعی» باشد.
«شمشیر و جغرافیا»؛ از اعتراض تا همدلی
کاظمی در ادامه از شعری با عنوان «شمشیر و جغرافیا» یاد کرد که در آن به فاصلهها و اختلافاتی که میان دو ملت ایجاد شده پرداخته است. او گفت در این شعر تلاش کرده راهی برای دوباره به هم رسیدن دو ملت پیدا کند و در پایان نیز با این نگاه که «گرچه به دنیا امید نیست، شاید پلی برای رسیدن درست شد»، بر امکان بازسازی این ارتباط تأکید کرده است. کاظمی افزود که پس از شعرخوانی، رهبر انقلاب این رویکرد را مورد توجه قرار داده و از آن به عنوان یک گفتمان خوب یاد کرده است.
شعری که منتشر نشد؛ روایت انتقاد از سیاستهای مهاجرتی
کاظمی همچنین برای نخستین بار از شعری سخن گفت که در دهه ۷۰ درباره شرایط سخت مهاجران در مشهد سروده و برای رهبر انقلاب خوانده بود، اما هرگز آن را منتشر نکرد. او توضیح داد که در حوالی سالهای ۱۳۷۲ و ۱۳۷۳، همزمان با تشدید سختگیریها نسبت به مهاجران، از جمله ردمرزهای خانوادگی و اتفاقاتی که به گفته او بسیار تلخ و دشوار بوده، قصیدهای مفصل درباره وضعیت مهاجران و سیاستهای مربوط به آنها سروده است.
کاظمی این شعر را با الهام از «نامه اهل خراسان» انوری دانست و گفت قصیدهای حدوداً ۵۰ بیتی بوده که در آن به سیاستهای مربوط به مهاجران و شرایط خراسان انتقاد شده است. او افزود که این شعر را در یکی از جلسات برای رهبری خوانده و پس از پایان شعر، ایشان ضمن تحسین شعر، پیشنهاد کردهاند که چنین شعری منتشر نشود؛ چرا که ممکن است به فضای همدلی میان دو ملت آسیب بزند. کاظمی گفت در همان دیدار به نمونهای از شعر انتقادی خلیلالله خلیلی نیز اشاره شده و این دیدگاه مطرح شده که برای بهبود مناسبات ایران و افغانستان بهتر است فضای ادبی به سمت همدلی حرکت کند. او نیز پس از آن، شعر را منتشر نکرده است.
نگرانی از تکرار تجربه پاکستان و هند برای زبان فارسی
کاظمی در بخش دیگر گفتوگو درباره آینده زبان فارسی در افغانستان، از ترکیب «بیم و امید» استفاده کرد. او با اشاره به سابقه تاریخی زبان فارسی گفت این زبان در دورههای مختلف توانسته در برابر ورود و سلطه اقوام و زبانهای دیگر دوام بیاورد و حتی برخی از همان مهاجمان در نهایت به مروجان زبان فارسی تبدیل شدهاند.
این شاعر افغانستانی با اشاره به نقش فردوسی و دیگر بزرگان ادبی در حفظ و تقویت زبان فارسی گفت در دورههای تاریخی مختلف، ادبیات نیرومند و دانشمندان تراز اولی وجود داشتهاند که به عنوان نیروی انسانی از زبان فارسی محافظت کردهاند. کاظمی در عین حال هشدار داد که نباید تصور کرد چون زبان فارسی در گذشته از تهدیدهای مختلف جان سالم به در برده، در آینده نیز بدون هیچ اقدامی حفظ خواهد شد. او وضعیت زبان را به انسانی تشبیه کرد که بارها از بیماری یا تصادف جان سالم به در برده، اما این به معنای مصونیت همیشگی او نیست.
فروپاشی زبان میتواند دومینووار اتفاق بیفتد
کاظمی تأکید کرد که امروز باید بررسی کرد آیا جامعه فارسیزبان افغانستان توان و «ایمنی» لازم برای حفظ زبان فارسی را دارد یا نه. او گفت ادبیات فارسی این توان را دارد، اما این توان باید حفظ و تقویت شود؛ از طریق ادبیات نیرومند، پژوهشهای زبانی، تربیت نسل فرهیخته و فعالیتهای رسانهای به زبان فارسی. این شاعر افغانستانی تأکید کرد که باید در برابر فارسیستیزی، «مقاومتی عالمانه و توأم با ادبیات» شکل بگیرد.
کاظمی هشدار داد اگر جامعه فارسیزبان دچار انفعال شود، فروپاشی زبان میتواند به صورت دومینووار اتفاق بیفتد و فارسی به تدریج به حاشیه رانده شود. او با اشاره به تجربه پاکستان و هند گفت فارسی در گذشته در این مناطق جایگاه و رسمیت گستردهای داشته، اما بعدها این جایگاه را از دست داده است؛ بنابراین از نگاه او، کوچک شدن قلمرو یک زبان اتفاقی نیست که نتواند دوباره تکرار شود.
«افغان»، «افغانی» یا «افغانستانی»؛ مسئله فقط یک واژه نیست
کاظمی در ادامه درباره حساسیت موجود در افغانستان نسبت به کاربرد واژههای «افغان»، «افغانی» و «افغانستانی» توضیح داد. او گفت از نظر زبانی و رسمی، «افغانی» نام واحد پول افغانستان است و استفاده از آن برای نسبت دادن افراد از نظر زبانی دقیق نیست؛ همانطور که مردم تاجیکستان «تاجیکی» یا مردم پاکستان «پاکی» خوانده نمیشوند. به گفته کاظمی، اگر قرار باشد نسبت افراد بر اساس کشور بیان شود، «افغانستانی» تعبیر دقیقتری است؛ اما واژه «افغان» نیز از نظر تاریخی و قومی بار خاصی دارد.
او توضیح داد که «افغان» در کاربرد قومی، به قوم پشتون اشاره دارد و از آنجا که همه مردم افغانستان پشتون نیستند، استفاده از این واژه برای همه شهروندان کشور میتواند برای برخی حساسیت ایجاد کند. کاظمی تأکید کرد که قوم پشتون را محترم و برادر و هموطن خود میداند، اما معتقد است که نباید یک مفهوم قومی به تمام مردم یک کشور تعمیم داده شود. او در عین حال گفت نسبت به کاربرد واژه «افغانی» در گفتار روزمره حساسیت افراطی ندارد و اگر این واژه بدون قصد تحقیر یا توهین و در فضای محاورهای به کار رود، آن را الزاماً مسئلهای توهینآمیز نمیداند.
«مگر برای سفر داخل کشور گذرنامه لازم است؟»
کاظمی یکی دیگر از خاطرات خود را مربوط به مشکلات رفتوآمد مهاجران افغانستانی در داخل ایران دانست. او گفت در یکی از سالها به دلیل اینکه گذرنامهاش برای تمدید نزد اداره گذرنامه بود، نتوانست در دیدار شاعران شرکت کند. دوستانش در جلسه نیز گفته بودند که کاظمی به دلیل مشکل گذرنامه نتوانسته است بیاید. به گفته کاظمی، در آن جلسه درباره غیبت او توضیح داده شده و رهبر شهید در واکنش پرسیدهاند: «مگر برای سفر داخل کشور گذرنامه لازم است؟»
کاظمی این واکنش را قابل توجه دانست و گفت از نگاه او، این جمله نشان میدهد که حتی برای رهبر کشور نیز دشواری سفر داخلی یک شاعر افغانستانی به دلیل مسائل اداری، غیرعادی به نظر میرسیده است. او در ادامه با اشاره به مشکلاتی که برخی شاعران افغانستانی در رفتوآمد میان شهرهای ایران با آن مواجه بودهاند، گفت گاهی حتی یک شاعر افغانستانی که برای برنامهای ادبی به تهران رفته و در آنجا موفق ظاهر شده، به دلیل مسائل مربوط به نامه تردد و مهر اداری، پس از بازگشت با توبیخ مواجه شده است. کاظمی معتقد است چنین فردی به جای برخورد اداری و تنبیهی، باید مورد حمایت قرار گیرد؛ چرا که حضور یک شاعر افغانستانی در برنامههای فرهنگی ایران میتواند به ارتباط میان دو ملت کمک کند.
وقتی خبر شهادت رهبر ایران منتشر شد
کاظمی در بخش پایانی گفتوگو درباره واکنش خود به خبر شهادت رهبر انقلاب گفت این خبر برای او و بسیاری از مردم افغانستان تلخ بوده است. او این اتفاق را در نتیجه جنگ و تجاوزی دانست که به گفته او، ملت ایران را نیز درگیر کرده بود و افزود که برای کسانی مانند او که سالها در ایران زندگی کرده و خاطراتی از دیدار با رهبر شهید دارند، این خبر با مجموعهای از خاطرات همراه شده است. کاظمی گفت در آن لحظه، خاطرات دیدارها، گفتوگوها و شعرخوانیها بار دیگر در ذهنش زنده شده و این موضوع بر تلخی و تأثر او افزوده است. او افزود که بخشی از این احساسات بعدها در شعرهایش بازتاب پیدا کرد و در مدت اخیر دو شعر درباره ایران سروده است؛ از جمله شعری درباره بمباران و وقایع جنگی که در ایران رخ داده است. کاظمی گفت این اشعار بیشتر از منظر همدلی و همراهی با مردم ایران بوده و تاکنون شعری مشخصاً درباره شخص رهبر شهید نسروده است.
راز ماندگاری نام کاظمی در میان مردم
کاظمی در پاسخ به این پرسش که چه چیزی باعث شده شعرهایش تا این اندازه میان مردم افغانستان شناخته شود و در فضای عمومی و مجازی بازتاب پیدا کند، نقش اصلی را متعلق به شعر دانست. او گفت در فعالیت ادبی خود تلاش کرده است هم از نظر کیفیت هنری و هم از نظر محتوا، دغدغههای انسانی، مسائل مهاجرت و مشکلات مردم افغانستان را بازتاب دهد. این شاعر افغانستانی تأکید کرد که بخش عمده شعرهایش درباره دغدغههای شخصی، عاشقانه یا مسائل درونی نبوده، بلکه بیشتر برای مردم، وضعیت کشور و مسائل جامعه افغانستان سروده شده است.
محمدکاظم کاظمی گفت مردم زمانی با یک شاعر ارتباط برقرار میکنند که احساس کنند او حرفهایی را بیان میکند که خودشان امکان یا توان بیان آن را ندارند؛ درست مانند حوزه سیاست که یک سیاستمدار زمانی محبوب میشود که مردم احساس کنند حرف دل آنها را بیان میکند. او البته کیفیت هنری شعر را نیز در این میان مهم دانست و گفت این دو عامل، یعنی محتوای اجتماعی و بیان هنری، در کنار یکدیگر باعث شدهاند آثارش بیشتر دیده و شنیده شوند.
محمدکاظم کاظمی در پایان تأکید کرد که طی حدود ۳۰ سال فعالیت ادبی، تلاش کرده است فرصتهای مختلف را برای بیان همدلی، دردها و مسائل مردم افغانستان به کار بگیرد و بخش عمده زندگی حرفهای خود را وقف همین مسیر کرده است.
