چشمانداز
گرز گرزدۀ نگاهت
دیوار ستبر بغضهای سنگینم را شکست
بهت حسرتآلودت را میفهمم
به افقی مینگری
که در طلوعش جز گرداب
و در غروبش
جز چتر بادبانهای پارهپاره نیست
هرچند دزدان دریایی
پیشفروش کردهاند
صدفهای اقیانوس غرور مان را
چشماندازت را عوض کن
سیاهچالۀ این افق
دیوار آخر گیتی نیست