آخرین اشعار

من مصرعی که‌ در غزلت جا نمی‌شوم‌

من مصرعی که‌ در غزلت جا نمی‌شوم‌
جز در نگاه گرم تو معنا نمی‌شوم

آن‌قدر در منی که اگر صدهزار سال
هم بگذرد بدون تو تنها نمی‌شوم

وقتی مرا به مِهر تماشا نمی‌کنی
در چشم‌های آینه زیبا نمی‌شوم

تا مژده ی قشنگ پیام‌ات نمی‌رسد
دل خوش به هیچ‌گونه دل‌آسا نمی‌شوم

واگویه‌های عشق چه وارونه می‌شوند
ماهی نمی‌شوی، دلِ دریا نمی‌شوم

زیباییِ غریبِ افق‌های دور را
تنگ غروب غرق تماشا نمی‌شوم

هو می‌زند سکوت به هر سو که رو ‌کنم
چون بغض تلخ و مبهم خود وا نمی‌شوم

از من به هیچ حادثه‌ای گم نمی‌شوی
در تو به هیچ واقعه پیدا نمی‌شوم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه