آخرین اشعار

منشورِ ولا

چون سوره مریم که به حق مژده طاها
وادی شده آبستن لاها و ولاها

در بادیه مائده گسترده خداوند
وقت است که خالی شود از خلق سراپا

باد از شعف خاک خبر داده که هو هو
ابر از هیجان قهقهه سر داده که‌ها‌ها

در دشت چه بارید مگر آیت تکوین
آنک همه گوش اند دهان‌ها و دراها

تسلیم نمازی است که بایست بخوانند
اکنون که سوی توست رخ قبله نماها

هوش عجمی گفته که دانش همه اینجاست
چشم عربی دیده که «الفضل هنا»‌ ها

رقص علمش نبض غزل‌های مزامیر
موج قلمش اوج اوستا و وداها

حق است که تقوا و کرامت بستانند
عدل است که بی وزن بمانند هواها

منشور ولا ترجمه عهد الست است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه