از غار حرا منبع یک چشمهی جوشان
دریا شد و با موج خود افتاد به جریان
بیدار شد از خواب گران کوه و طبیعت
دنیا به تپش آمد و گل کرد درختان
چون ولوله افتاد به قلب «جبل النور»
آکنده شد از عطر خدا دشت و بیابان
نور آمد و دنیای سیاهی به فنا رفت
مغلوب شد از آمدنش دولت شیطان
با زمزمهی اقراء و با نغمهی توحید
وا شد به جهان صفحهای از سورهی انسان
آمیزهای از مرحمت و لطف و صفا بود
آمیخته با لهجهی او لهجهی باران
او ریخت به کام شعرا جام تغزل
نوشاند برای همگان از مِی قرآن
تلفیق خدا و بشر و حسن ملائک
دنیا همه با دلبریاش گشت مسلمان