دیروز
آمدنت را آنقدر آغوش گشودم
که دست هایم تمام شدند.
و حالا که فرا رسیده ای
تعطیلِ تعطیلم
چون رودخانهی بی کاری
که استعدادش، تحلیل رفته است.
دیروز
آمدنت را آنقدر آغوش گشودم
که دست هایم تمام شدند.
و حالا که فرا رسیده ای
تعطیلِ تعطیلم
چون رودخانهی بی کاری
که استعدادش، تحلیل رفته است.