ای ردیف همه ی زندگی ام چشمانت
شعر آمیخته با شادی و غم چشمانت
شب بی تو شب بی ماه دلم می لرزد
باد می آید و ناگاه دلم می لرزد
باد می آید و از پنجره غم می ریزد
خاطرات تو مرا باز به هم می ریزد
شب به شب در نفسم بغض غزل می گرید
شب به شب این زن زانو به بغل می گرید
جای آغوش تو در دامن غم می خوابم
و چه شبهاست که با یاد تو کم می خوابم
خانه از عطر نفس های تو خالی مانده
همه هستند ولی جای تو خالی مانده
مثل آیینه ای از آه… دلم می گیرد…
خسته ام خسته… از این راه دلم می گیرد
با من خسته کمی راه بیا می ترسم
من از این فاصله ها فاصله ها می ترسم
از دل فاصله هایم گله دارم با تو…
گله این است که من فاصله دارم با تو
بی تو شب های غم انگیز ِ بدون ماهم
حوض بی ماهی ِ لبریزِ بدون ماهم
شعر آمیخته با شادی و غم چشمانت
ای ردیف همه ی زندگی ام چشمانت…