اشعار چهارپاره افغانی و معاصر را در کابلستان کشف کنید. چهارپارههای عاطفی و اجتماعی با تمرکز بر زندگی مدرن، مهاجرت و هویت از شاعران افغانستان. مطالعه آنلاین چهارپارههای فارسیزبان برای دوستداران شعر نوین و کلاسیک.
در روضه به روی او بسته است، مینشیند کنار دیوارش
چادرش را که خاکی راه است، میکشد روی بغض بسیارش
افکار من صد جای دیگر پرت شد اما
افتاد چون قندی درون قهوه ی تلخی
چون درخت، ایستاده میمیرم
شبح مرگ در کمین من است
در سکوتی که سایهگستر بود
یک سپیدار داشت جان میداد
خواستم تا که باز بنویسم
از تو و مهربانیات مادر
مثل یک سایه سایه ی تنها
مانده ام خسته در کنار شما
من “زندهجان”ی زیر آوارم
که بخت من روی گسل خفته
کوچ کلاغهای سیاه از فراز بام
بیدار می شوی شبی از خواب احتمال؟
شاید آن روز، روز بارانی، مادرم خوابِ چشمه را میدید
ابر اردیبهشت گل میکرد، آسمان قطره قطره میبارید
خداوندا! ورق يكبار گرديد
نوار آخر شد و تكرار گرديد
باز آتش گام در گام تبر
راه بر خرگاهِ کاجی میزند
میبینمت هر روز بین درههای پیر
بهر دفاع از کشورت، جان میدهی سرباز