شعر سپید افغانی و مدرن در کابلستان. آثار سپید معاصر با تمهای مهاجرت، مقاومت و هویت فرهنگی از شاعران افغانستان و مناطق فارسیزبان. کاوش در شعر سپید افغانستانی برای علاقهمندان به شعر آزاد و نوین فارسی.
امشب پیشانی خواب را بوسیده ام
و در جزیره ای میان شب و خورشید، سرگردانم
با تو قدم میزدیم
من، سایهها و چند تکه آفتاب و کوچه تمام نمیشد
امروز ۱۴ ثور است
در شهر نو
صبح همه به خیر!
خورشيد سرزده است
درختان باغ بالا شكوفه داده اند
پروانه هاى گريخته بازگشته اند
ماهی ها در ماهیتابه مستی می کنند
مهمان ها با معده های سوراخ از راه می رسند...
دستانم را به افق دستان دخترکان همسانم گره میزنم
و صدایی گره دستانمان را محکم میکند...
تلخ لب، سیاه مو، سیاه گونه، سیاه پیراهن
زیبایم چنین است...!
تو كه رفتی
زنی از طبقه ی چهارم به پایین افتاد...
در تمام سوی کشتزار ذهنم
مترسکی کاشتهاند سیاه...
نه سليمانم كه بادها به فرمانم
با تختت از فراز كوه ها و دشت ها به من بياورندت
گورکنی در تونل مارپیچ میراثیش
وامانده های نیاکان خویش را...