شعر سپید افغانی و مدرن در کابلستان. آثار سپید معاصر با تمهای مهاجرت، مقاومت و هویت فرهنگی از شاعران افغانستان و مناطق فارسیزبان. کاوش در شعر سپید افغانستانی برای علاقهمندان به شعر آزاد و نوین فارسی.
خورشيد و ماه
كلماتى هستند
اقيانوسى در سرم چرخ مى خورد
چرخ مى خورد
در آسمان بی مرز معبد همکیشان
این آشیانهٔ دیروزم... اجازهٔ پرواز در هوای تازه را ندارم...
دست كشيد به آسمان
ابرها را كنار زد
جهنم جاى بدى ست
كه گاهى در آن
کودکی در من غرق میشود
سمت آشفته دریاها...
من در نخست بار بدرود گفتنم
این واپسین درود فرستم به جانبت...
به زوزه نشستهی برخاسته از تن منم
شبها که از گرسنگی پوستم بیدار...
تفنگ را می بینی؟
ماشۀ او را... لاشۀ خود را نمی بینی؟
دریچهی ذهنم را باز کن
زنبوری آنجا میچرخد دور گلی
شايد هزار سال از اين گير و دار پيش
در كنجى از جهان
دوش در کشور گوش ها بودم
ناله ها کردم و فریاد زدم، لیک چه سود؟