هنرمند مهاجر: هنر می‌تواند فاصله‌های فرهنگی ایران و افغانستان را کاهش دهد

محمدحسین جعفری، استاد هنرهای تجسمی و هنرمند مهاجر مقیم مشهد، در گفت‌وگویی اختصاصی با ایراف اظهار کرد که ایران و افغانستان پیشینه تمدنی و تاریخی طولانی و تجربه همزیستی مشترکی دارند که زمینه‌ساز شکل‌گیری وجوه مشترک فراوانی در فرهنگ، سنت‌ها و آداب و رسوم دو کشور شده است. وی تأکید کرد که هنر می‌تواند ابزاری برای کاهش فاصله‌های فرهنگی و ایجاد درک متقابل میان مردم دو کشور باشد و هنرمندان می‌توانند به عنوان سفیران فرهنگی، فرهنگ‌های دو کشور را به یک زبان و فهم مشترک نزدیک کنند. جعفری همچنین بر ضرورت به رسمیت شناختن هویت فرهنگی و هنری مهاجرین و فراهم کردن بستر فعالیت برای آنان تأکید کرد.
محمدحسین جعفری، استاد هنرهای تجسمی

محمدحسین جعفری، استاد هنرهای تجسمی و هنرمند مهاجر مقیم مشهد، در گفت‌وگویی به بررسی نقش فرهنگ و هنر در روابط ایران و افغانستان، ظرفیت‌های هنرمندان مهاجر و چالش‌های پیش‌روی آنان پرداخت.

هنر؛ زبان مشترک دو ملت

جعفری با اشاره به اشتراکات فرهنگی ایران و افغانستان اظهار کرد: «فرهنگ یک کشور با فرهنگ کشور دیگر و حتی فرهنگ یک ولایت یا شهر با شهر دیگر تفاوت‌هایی دارد، اما این تفاوت‌ها در کنار ریشه‌ها و وجوه مشترک قرار می‌گیرند. در سال‌های گذشته درباره اشتراکات فرهنگی ایران و افغانستان بسیار صحبت شده است، اما هنر می‌تواند ابزاری برای کاهش فاصله‌های فرهنگی و ایجاد درک متقابل میان مردم دو کشور باشد.»

وی افزود: «هنر یک فن، مهارت و ابزار ارتباطی است که می‌تواند دو فرهنگ را به یکدیگر پیوند دهد و هنرمندان در این مسیر می‌توانند به عنوان سفیران فرهنگی، فرهنگ‌های دو کشور را به یک زبان و فهم مشترک نزدیک کنند.»

هنرمندان؛ سرمایه مشترک ملت‌های هم‌فرهنگ

استاد هنرهای تجسمی مهاجرین با تأکید بر نقش هنرمندان در روابط فرهنگی ایران و افغانستان اظهار کرد: «هنرمندان سرمایه‌های مشترک کشورها و ملت‌های هم‌فرهنگ هستند و اگر به آن‌ها اعتماد شود و میدان فعالیت در اختیارشان قرار گیرد، می‌توانند در بازشناسی فرهنگ‌ها و نزدیک کردن ملت‌ها نقش مؤثری ایفا کنند.»

وی افزود: «نباید هنرمندان را سیاه و سفید کرد یا آن‌ها را در اختیار سلیقه‌های اداری و سازمانی قرار داد. گاهی هنرمندان به دلیل مسائل مالی یا محدودیت‌های دیگر تحت تأثیر سفارش‌دهندگان قرار می‌گیرند و این مسئله می‌تواند جایگاه واقعی و مستقل آن‌ها را تحت تأثیر قرار دهد.»

جعفری ادامه داد: «باید بستری فراهم شود تا هنرمندان در سایه یک فرهنگ مشترک بتوانند جامعه را به فهم و درک متقابل برسانند. ایجاد پایگاه‌های مشخص فرهنگی و فضاهایی که هنرمندان در آن در کنار یکدیگر قرار بگیرند، می‌تواند زمینه گفت‌وگو، تعامل و خلق آثار مشترک میان هنرمندان ایران، افغانستان و دیگر کشورهای فارسی‌زبان را فراهم کند.»

هنر مهاجرین؛ ظرفیتی برای معرفی چهره فرهنگی افغانستان

جعفری درباره نقش مهاجرین و فرهنگیان مهاجر در معرفی افغانستان از مسیر هنر اظهار کرد: «پیش از آنکه از هنرمندان مهاجر انتظار داشته باشیم چهره بهتری از افغانستان را معرفی کنند، باید هویت فرهنگی و هنری آن‌ها به رسمیت شناخته شود.»

وی افزود: «در جامعه مهاجرین هزاران معلم، نویسنده، پژوهشگر و فعال فرهنگی حضور دارند که در حوزه‌های مختلف فعالیت می‌کنند، اما هویت فرهنگی مهاجرین هنوز به شکل گسترده و در بسترهای اجتماعی مختلف شناخته نشده است.»

جعفری گفت: «فعالیت فرهنگی باید در یک بستر اجتماعی گسترده شکل بگیرد؛ بستری که در آن فرهنگ‌ها، نگاه‌ها و تفاوت‌های گوناگون امکان بروز داشته باشند. اگر چنین فضایی ایجاد شود، دست هنرمند برای معرفی هویت فرهنگی خود باز خواهد بود.»

مشکلات هنرمندان مهاجر

جعفری درباره مشکلات فرهنگیان و هنرمندان مهاجر اظهار کرد: «یکی از مشکلات اساسی این است که هویت فرهنگی و هنری مهاجرین به شکل رسمی و مشخص تعریف نشده است. امروز یک هنرمند ممکن است کارت یا سند مشخصی از یک مجموعه رسمی برای اثبات هویت حرفه‌ای خود نداشته باشد.»

وی افزود: «در بسیاری از ساختارها برای مشاغل مختلف هویت مشخصی تعریف شده، اما برای گروه‌هایی مانند هنرمندان، معلمان، فعالان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی، این هویت مهارتی و فرهنگی به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته است.»

این استاد هنرهای تجسمی ادامه داد: «این مسائل فقط محدودیت اداری ایجاد نمی‌کند، بلکه می‌تواند بر شکوفایی استعدادها نیز اثر بگذارد. وقتی برای هنرمند فضای فعالیت و امکان بروز استعداد وجود نداشته باشد، به جای اینکه ذوق و خلاقیت او شکوفا شود، ممکن است در همان بستر از بین برود.»

هنر مهاجرت می‌تواند به یک جریان مستقل تبدیل شود

جعفری درباره امکان شکل‌گیری جریان مستقل هنر مهاجرت اظهار کرد: «اگر هنرمند افغانستانی در فضای هنری خود جایگاه واقعی و هویت مشخصی داشته باشد، نه تنها می‌تواند یک جریان هنری مستقل ایجاد کند، بلکه هنر مهاجرت می‌تواند ساختاری متفاوت و اثرگذار داشته باشد.»

وی افزود: «هنر می‌تواند در بهبود امنیت روانی و کیفیت زندگی جامعه مهاجر نقش مؤثری داشته باشد و از طریق سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی و جشنواره‌های موسیقی، الگوهای تازه‌ای برای جامعه مهاجر ارائه کند.»

تجربه مهاجرت؛ عاملی برای تغییر نگاه هنرمند

جعفری درباره ویژگی‌های هنر مهاجرت اظهار کرد: «هنر مهاجرت به دلیل شکل‌گیری در یک بستر متفاوت اجتماعی و زیستی، می‌تواند نگاه تازه‌ای پیدا کند. بسیاری از هنرمندان مهاجر به دلیل دغدغه‌های متنوعی که در زندگی با آن مواجه هستند، کمتر درگیر روزمرگی می‌شوند و همین دغدغه‌ها می‌تواند به خلق آثار و جریان‌های تازه منجر شود.»

وی تأکید کرد: «هنرمند مهاجر می‌تواند در توسعه هنر اسلامی و هنر شرقی نیز نقش داشته باشد و در کنار هنر ایرانی، به شکل‌گیری یک سازه یا اثر فرهنگی تازه کمک کند؛ اثری که در بستر یک شبکه فرهنگی شکل بگیرد و قابلیت عرضه در سطح جهانی را پیدا کند.»

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
0
این مطلب را مزین به نظرات ارزشمند خود بفرماییدx