مصاحبه با نیلوفر نیک‌سیر

نیلوفر نیک سیر

سوال: خانم نیک‌سیر، صحبتم با شما را با این سوال آغاز می‌کنم آیا فکر می‌کنید که نوشته‌های شما دیدگاه ویژه‌‌ی زنانه را بازتاب می‌دهد؟

جوابچون خودم زن هستم، نوشته‌ی من بدون شک باید زنانه باشد.

من به سبک زنانه ارزش قائلم؛ چون نوع زیست و دغدغه‌های ما با مردان فرق دارد. پس دید یک زن باید در اثرش منعکس شود.

سوال: به‌رغم مطالعات و نوشته‌های خود شما، زنانگی در داستان‌های معاصر ادبیات افغانستان چگونه تعریف شده است؟

جواب: زنانگی در ادبیات معاصر ما چه در شعر و چه در داستان، به صورت درست بررسی نشده که بتوان به یک دید مشخص رسید. رنج زن افغان در آثار انگشت‌شمار نویسنده‌گان زن ما بازتاب یافته است. باید وقت بگذاریم و بررسی کنیم. اصلا باید اثر زنانه تولید شود. زنان اثر بیافرینند، جدی بنویسند تا به یک خط مشخص برسند.

سوال: شما در نوشتن چقدر به جنسیت خود وفادار هستید؟ حفظ الگوی جنسیت در داستان، بر تعریف زنانگی چه اثری گذاشته است؟

جواب: من در نوشته‌هایم به بحث زنانگی و سرزمین متعهدم؛ چون حس می‌کنم این دو مفهوم در یک نقطه به هم می‌رسند. هم زنانگی و هم مفهوم وطن در نزد من بحث برانگیز اند؛ به‌خصوص که اگر از دید یک زن افغان بنویسی. امروزه در ادبیات جهان، سبک زنانه تعریف شده است؛ هرچند نوشتن زن و مرد نمی‌شناسد ولی باید قبول کرد که دنیای زنان تا حد زیادی از دنیای مردان تفاوت دارد. اگر همین تفاوت نبود، زیبایی خلق نمی‌شد.

سوال: تفسیر درست زنانگی در داستان‌ها و رمان‌های افغانستان، آیا می‌تواند ترسیم درستی از وضعیت اجتماعی و سیاسی کشور تا کنون نشان بدهد؟

جواب: ترسیم مفهوم زنانگی در ادبیات معاصر افغانستان، اگر رویش کار شود و آثار بهتری در این زمینه خلق شود، می‌تواند وضعیت زنان را در این گوشه‌ی فراموش‌شده‌ی دنیا نشان دهد.

سوال: چرا عمر زنانه‌نویسی در ادبیات داستانی ما کم‌تر است؟ به نظر شما زنان داستان‌نویس داستان را جدی نگرفته‌اند یا داستان‌های زنان جدی گرفته نشده است؟

جواب: ما به صورت معدود نویسنده گان زن داریم، کسانی‌که وقت و عمرشان را روی نویسنده گی گذاشته باشند، کمتر داریم. هر دو رابطه‌ی دو سویه با هم دارند. هم جدی نگرفته‌ایم و هم جدی گرفته نشده‌ایم. در حالی‌که سوژه زیاد داریم، باید آستین بر زنیم برای خلق کردن. صدای امروز به فرداها می‌رسد. این رنج و اختناقی که زنان به‌خصوص درین برهه از تاریح تجربه می‌کنند، باید نوشته شود، وگرنه فراموش خواهد شد.

سوال: بر حسب مقوله‌ی «اتاقی از آن خود_ویرجنیا وولف» وضعیت حاکم خانواده، جامعه و کشور، چه موانعی سر راه زنان نویسنده قرار داده است؟ آیا زنان بر اساس جو حاکم، کم‌تر به ابراز خود و زنانگی‌شان در آثار پرداخته‌اند؟

جواب: اتاقی از آن خود نوعی استعاره هست مبنی بر این‌که زنان باید ذهنی و کنجی برای نوشتن داشته باشند. در تمام جوامع و به‌خصوص جوامع سنتی، زنان قبل‌تر از همه مادر اند و خانم خانه تا نویسنده. همین مسؤولیت‌های فراوان زنان را از فعالیت‌های ذهنی باز می‌دارد.

زنان نظر به سانسور ذهنی که همیشه حاکم بر قلم شان هست، کمتر صادق بوده اند. تنها راه حل فارغ ساختن ذهن و جسم از قید و بند‌های اضافی است.

سوال: زنان را در داستان‌های مردان چطور می‌بینید؟ چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی میان زن در رمان سنگ صبور، هزار خورشید تابان و نقره دختر دریای کابل می‌بینید؟

جواب: زنان هرگاه از دید خود زنان روایت و توصیف شوند، صادقانه‌تر و شفاف‌تر و عینی‌تر اند. چون ما وجود خود و تجارب خود را بهتر از مردان می‌شناسیم و می‌توانیم روایت کنیم. زن توصیف شده در نقره خیلی زنده‌تر از زن توصیف شده در سنگ صبور و… هست.

اما از توصیف شگرف نویسنده گان مردی که اشاره کردید نیز در مورد زنان نمی‌توان گذشت.

سوال: پرداختن محض به سوژه‌های تکراری در ادبیات داستانی افغانستان، چه اثری بر بازتاب جهان‌بینی زنانه می‌گذارد؟

جواب: توصیف زنان در داستان‌هایشان باید عمیق باشد، نه در سطح. که بهترین مثال‌هایش زویا پیرزاد و جومپا لاهیری و ارونداتی روی و سپوژمی زریاب و حمیرا قادری و ایزابل آلنده و خیلی‌های دیگرند.

زنان باید تجربه‌ی زیسته‌ی خودشان را خیلی شفاف و صادقانه به مخاطب انتقال دهند؛ آن دنیای ذهنی‌شان را که کمتر بازتاب داده شده است. از دغدغه‌هایشان بنویسند و هراسی به خود راه ندهند، چون با نوشتن مبارزه با فراموشی و مردن آغاز می‌شود؛ زنان در جوامعی مثل جامعه‌ی من، باید با این سلاح وارد میدان شوند اگر می‌خواهند خود را ثابت بسازند.

سوال: فرض بر این می‌گیریم؛ اگر مردان نویسنده دیگر به دنیای زنانه در داستان‌ها نپردازند، آیا زنان خود قادر به این امر خواهند بود؟

جواب: حس می‌کنم که لازم است که هر دو جنس از هم بنویسند. ما زنان نیاز داریم که از دید مردان نیز روایت شویم. از دید خود هم روایت شویم. ببینیم مردان چگونه ما را می‌شناسند.

مردان موفقی در زمینه‌ی روایت از زنان داريم، مثلا محمود دولت آبادی و وصف مارال در کلیدر.

سوال: سوال آخرم از شخص شما است که داستان‌های شما چقدر تحت تأثیر وضعیت قرار دارد؟ کدام زنان می‌توانند خودشان را در داستان‌های شما پیدا کنند؟

جواب: من در مورد خودم اگر بگویم، این است که درونیات من به عنوان یک زن، ناخواسته در اثر بازتاب می یابد‌. آن‌چه در ناخودآگاهم نهفته است در روایت بیرون می‌ریزد. سعی من این است که آنچه را می‌نویسم هر دو زن، روشن‌فکر و تحصیل‌کرده و زن کوچی‌نشین، درک کنند و خود را در آن ببینند. می‌خواهم برایشان آینه‌ای باشد که خودشان را به خودشان نشان دهد. حس زنانگی در همه‌ی زنان جاری و مشترک است.

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
0
این مطلب را مزین به نظرات ارزشمند خود بفرماییدx