آخرین اشعار

غدیر

و از ازل، احدیّت بدل‌پذیر نبود
به غیر شخص علی هیچ کس امیر نبود

عطش به ساقی سرمست دست بیعت داد
غدیر، چشمه ی مِی بود، آبگیر نبود

نبود مرز معین میان باطل و حق
به اذن خالق منان اگر غدیر نبود

همیشه حق که به حق‌دار می رسد، اما
روا به حضرت او حقّ دور و دیر نبود

سکوت و خانه نشینی بلای جانش شد
وگرنه پیشتر از آن علی که پیر نبود

رسول و حیدر و زهرا.. چه روزهای خوشی
دریغ، چشم و دل روزگار سیر نبود

خلیفه کیست؟ همان حاکمی که خانه ی او
عمارتی است که فرشش به جز حصیر نبو‌د

رسید کوله ی نان و رطب به دوش، علی
بدا به حال هر آن کس که او فقیر نبود…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه