آخرین اشعار

شوق آزادی

درختی تازه باشی با غم توفان چه خواهی کرد
دلت غمگین و در دنیای سرگردان چه خواهی کرد

تمام زندگی را منتظر باشی که آزادی
سراغت را نگیرد در دل زندان چه خواهی کرد

به دل شوق شکفتن باشد و رویای آزادی
ولی زنجیر غم در پای و در دامان چه خواهی کرد

دگر آن “یوسف گم گشته” در کنعان نمی‌آید
تو تنها باشی و در کلبه‌ی احزان چه خواهی کرد

خدا از روز اول دردهای بی‌شماری داد
برای تو، برای من به این انسان، چه خواهی کرد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه