آخرین اشعار

دستم بگیر هرچه نباشد تو یارمی

دستم بگیر هرچه نباشد تو یارمی
ماه قبیله دختر ایل و تبارمی

این رسم عاشقی‌ست که من فکر می‌کنم
بعد از وفات نیز تو شمع مزارمی

من برکه‌ام تو ماهی و من آسمان تو ماه
تنها نی‌ام؛ نفس به نفس در کنارمی

ای آخرین پلنگ کُهستان خوش آمدی
در بیشه‌زار من، تو بمان یادگارمی

می‌میرم و تو باز مرا زنده می‌کنی
بعد از خدا فقط تو خداوندگارمی

چشمم به در، تو زود بیا دیر می‌شود
من شهر جنگ‌دیده و تو شهریارمی

آن‌ساز کهنه‌ام که خودش کوک می‌شود
حالا تو هم برقص اگر دوست‌دارمی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه