با تو من ناگفتهها بسیار دارم ای درخت
هر کجا باشی تو را من کار دارم ای درخت
من اگر در زندگی تلخی فراوان دیده ام
با تو اما بزم خوشتکرار دارم ای درخت
میوههایت بیگمان از ملک فردوس برین
مست مستم میکنی اقرار دارم ای درخت
با وفا، بخشنده، خوشبو، خوشنمای فصلها
در دلم مهر تو را سرشار دارم ای درخت
سایهسار تو برایم خود بهشت جاویدان
با تو من دنیای چون گلزار دارم ای درخت
میرسد روزی که باشی تکیهگاه دست من
آن زمانها من دو چشم تار دارم ای درخت
بیتو بودن در تصور هم نمیآید مرا
بیتو روز تیره و دشوار دارم ای درخت
دوست دارم تا ابد در باغ باشم پیش تو
شاخهشاخه با تو من گفتار دارم ای درخت
همچنان اسرار ما را با رقیبانم مگو
زیر سقفت وعده با دلدار دارم ای درخت