متن آهنگ:
صد چمن همی بالد از جمال گل جوشش
بوی ناز می آید از بهار آغوشش
صد چمن همی بالد از جمال گل جوشش
بوی ناز می آید از بهار آغوشش
چشم تا به رویم بست گم شدم در ای وادی
من به خود نمی آیم تا شدم فراموشش
زلف او شب قدر است نیست جای دلتنگی
نشئه ی سحر دارد مشرق بناگوشش
زلف او شب قدر است نیست جای دلتنگی
نشئه ی سحر دارد مشرق بناگوشش
چشم تا به رویم بست گم شدم در ای وادی
من به خود نمی آیم تا شدم فراموشش
صد چمن همی بالد از جمال گل جوشش
بوی ناز می آید از بهار آغوشش
از گره بر آن ابرو لرزه ای به جان ما
غمزه ی نهان دارد نرگس خطا پوشم
از گره بر آن ابرو لرزه ای به جان ما
غمزه ی نهان دارد نرگس خطا پوشم
پایه ی قافیه لنگ است ای نوید چون سازم
صد جهان معنی بین در لبان خاموشم
صد چمن همی بالد از جمال گل جوشش
بوی ناز می آید از بهار آغوشش
چشم تا به رویم بست گم شدم در ای وادی
من به خود نمی آیم تا شدم فراموشش
