پریسان، دختری ۲۰ ساله از خانوادهای متوسط در کابل، نزد خالد، استاد خطاطی، آموزش میبیند. او به خالد علاقهمند است، اما به دلیل موقعیت استاد و شاگردی، نمیتواند احساساتش را بیان کند. خالد نیز به پریسان علاقه دارد، اما او نیز در ابراز احساساتش مردد است. در این میان، خالهٔ پریسان، رابعه، او را برای پسرانش، سلیم و شاداب، در نظر دارد. همچنین، نزاعی بر سر زمین بین کبیر، شوهر رابعه، و گلاب، کاکای پریسان، وجود دارد که قرار است با ازدواج یکی از فرزندان کبیر با دختر برادر گلاب حل شود. در نهایت، با حمایت پدر پریسان، او با خالد ازدواج میکند و مشکلات خانوادگی نیز حل میشوند.
