«درگشت» نوشتهٔ ریحانه افضلی، روایتی کوتاه و فشرده است دربارهٔ رویارویی انسان با فقدان، مرگ و ردپایی که پس از رفتن آدمها در زندگی دیگران باقی میماند. عنوان کتاب از همان آغاز حالوهوایی تلخ و تأملبرانگیز میسازد و خواننده را به فضایی میبرد که در آن سکوت، خاطره و اندوه، بهاندازهٔ گفتوگوها معنا دارند. این اثر بیش از آنکه بر حادثه تکیه کند، بر حس و حال درونی شخصیتها متمرکز است؛ شخصیتهایی که درگیر سوگ، یادآوری و بازنگری در رابطههای انسانیاند. «درگشت» از دل همین مواجههها، پرسشهایی دربارهٔ زیستن، از دست دادن و ادامه دادن پیش میکشد و فضایی صمیمی اما سنگین میسازد. نثر و حجم کتاب نشان میدهد با متنی جمعوجور اما عمیق روبهرو هستیم؛ اثری که میتواند برای خوانندهای که به داستانهای احساسی، دروننگر و اندوهمحور علاقه دارد، تجربهای ماندگار باشد.
