مجموعه داستان‌ «پشت کوه قاف»

معرفی کتاب

خلاصه کتاب

در روزگاران قدیم، خارکنی هفت دختر داشت و از راه فروش پشتکی‌های خار امرار معاش میکرد. روزی او در پشتک خار طلایی پیدا کرد و دو روز متوالی، هرروز طلا مییافت و به خانه نزد دخترانش میبرد، آنها از این که دیگر فقیر نیستند خوشحال بودند. روز سوم مار سیاه بزرگی از پشتک درآمد و در ازای طلایی که متعلق به او بود، یکی از دختران را برای ازدواج خواست. پدر به خانه آمد و موضوع را به دختران گفت. دختر کوچک‌تر قبول کرد و زن مار شد. مار به همراه ماران دیگر مسافت طولانی را پیمودند و به یک قصر مجلل رسیدند. ناگهان مار سیاه تبدیل به جوانی رشید و رعنا شد و آنها زندگی مشترک خود را با خوبی آغاز کردند. اما بار دیگر دختر گرفتار مادرشوهر ناسازگار به نام خسرمادر شد و به علت بدرفتاری او، آن دو به شهر دیگر گریختند و با خوشی و خرمی دوباره زندگی خود را آغاز کردند.

در این کتاب داستان‌های دیگری با عنوان‌های گل پری، شاه و مهر، برادران همدل، قسمت، گل دختر، رفیق نااهل و… به نگارش درآمده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

document.addEventListener("DOMContentLoaded", function () {// get redirect_to from URL const urlParams = new URLSearchParams(window.location.search); const redirectTo = urlParams.get("redirect_to");if (redirectTo) { // find Elementor Pro login forms const loginForms = document.querySelectorAll("form.elementor-login");loginForms.forEach(form => {// find hidden input for redirect const hiddenRedirect = form.querySelector("input[name='redirect_to']");if (hiddenRedirect) { hiddenRedirect.value = redirectTo; // apply new redirect } else { // add it manually if not exist const newInput = document.createElement("input"); newInput.type = "hidden"; newInput.name = "redirect_to"; newInput.value = redirectTo; form.appendChild(newInput); }}); } });