بنا بر دیدهها و شنیدهها و در نتیجه دریافت خودم از سیره عملی رهبر شهید آیتالله سید علی خامنهای درباره شعر، این چهار نکته را به عنوان میراث رفتاری ایشان میتوان بیان کرد:
اول. میراث ادبی زبان فارسی بهویژه در ساحت نظم، با تاریخی کهن خود و نفوذ عمیقی که در روانشناسی فارسیزبانان داشته و دارد، اما با یک مشکل عمده نیز مواجه بوده است و آن نگاه فقهمدار برخی از علمای دینی به شعر و شاعری است.
رفتار عالمان دینی ما در مجموع، با چشمپوشی از معدود آنها، رفتاری از سر احتیاط یا کراهت بوده و در افراطیترین حالت آن، اگر نسبت شعر و موسیقی را نیز در نظر بگیریم، گاه تا دایره محرمات نیز کشیده میشده است. بنابراین هرچه سیطره زندگی فقیهمآبانه در جامعه رونق میگرفته، به همان مقدار شعر به حاشیه میرفته است.
اولین میراث عملی رهبر انقلاب در رابطه با ادبیات و شعر، کشیدن شعر از حوزه مکروهات به وادی مشروعیت است.
اینکه ایشان طبق سنت ثابت خود در ماه رمضان که معنویترین ماهها در شریعت است، آنهم در آستانه شبهای قدر، همهساله شاعران را دعوت میکرد و در بیت خودش محفل شعرخوانی برپا میداشت، در راستای اعاده حیثیت از سیمای مظلوم شعر قابل بررسی است.
دوم. ایشان در این سلسله نشستها تلاش داشت شعر را از حیطه شخصی خودش دور کند و آن را به سمت دیگر مسائل انسانی بکشاند. این نیز نکته بزرگی است؛ حال آنکه تاریخ شعر فارسی از این جهت، خصوصاً در حوزه قصاید مدحی و نسبتش با دربارهای شاهان، متهم است.
بارها دیده و شنیده شد که ایشان به شاعرانی که احتمالاً شعر را به سمت شخص و مقام ایشان نزدیک میکردند، واکنش نشان میداد و شاعر را از کشیده شدن به این ساحت باز میداشت.
سوم. شعر در دیدگاه ایشان در ساحت گسترده انسانیاش مطرح بود و محدود به حیطه خاصی نمیشد. ساحات طبیعی شعر عبارت است از تغزل و هجو و طنز تا حکمت و تعلیم و اجتماع.
سیاست عملی ایشان در برخورد با شاعران نشان از آن داشت که همه این ساحات را به رسمیت میشناخت؛ چنانکه در حضور ایشان، شاعر اجباری در خودش احساس نمیکرد که حتماً باید شعر آیینی بخواند و وارد فضاهای شخصی و عاشقانه نشود.
چهارم. محفل شعری ایشان صرفاً یک محفل تشریفاتی نبود که یک سیاستمدار یا مقام و مسئولی از باب انجام وظیفه و رعایت آداب بزرگی، روزی را هم به دلجویی از این طبقه یا صنف عطف توجه کند، ولی در ضمیر خودش نسبتی همدلانهای با آنان برقرار نکرده باشد.
ایشان شعر را ابتدا بیرون از هر شأن دیگر، صرف برای وجه هنری و زیباییشناسانهاش میشنید و از دقایق ادبی و مضمونپردازیهای شاعرانه لذت میبرد و اگر هدایاتی نیز در جهت اهداف اخلاقی و معنوی یا سیاسی داشت، در قدم بعدی و به صورت پوشیده به شاعر القا میشد و نسبتی با نهی و طرد نداشت.
