محمدی: زبان فارسی ابتکار سامانیان برای یگانگی اقوام بود؛ استعمار این حلقه وصل را هدف گرفت

سیدرضا محمدی، شاعر و نویسنده افغانستانی، با تأکید بر نقش تاریخی زبان فارسی در ایجاد پیوند میان اقوام فلات ایران، می‌گوید این زبان به ابتکار سامانیان به‌عنوان حلقه وصل فرهنگی و سیاسی شکل گرفت و بعدها هدف مستقیم سیاست‌های استعماری قرار گرفت. او معتقد است کنار گذاشتن فارسی، ریشه بسیاری از تنش‌های قومی و آشفتگی‌های هویتی امروز در منطقه است.
سید رضا محمدی

سیدرضا محمدی، شاعر و نویسنده شناخته‌شده افغانستانی، در سخنانی با اشاره به جایگاه تاریخی زبان فارسی، آن را ابتکار دیوان‌سالاری سامانیان برای ایجاد ارتباط و یگانگی میان اقوام متعدد فلات ایران دانست. به گفته او، در دوره‌ای که ده‌ها قوم از کاشغر تا بغداد به زبان‌های گوناگون سخن می‌گفتند، نبود یک زبان مشترک موجب شده بود این جوامع نتوانند در برابر سلطه بیگانگان سازماندهی و مقاومت کنند.

محمدی توضیح داد که پراکندگی زبانی، اقوام منطقه را در برابر سلطه اعراب آسیب‌پذیر کرده بود و سامانیان با انتخاب فارسی به‌عنوان زبان رسمی دربار، توانستند پیوندی میان این گروه‌های متنوع ایجاد کنند. او افزود که امپراتوری‌های بزرگ ترک‌تبار همچون غزنویان، سلجوقیان و تیموریان نیز این زبان را به‌عنوان عنصر هویت‌ساز و آیینه گذشته مشترک این سرزمین حفظ کردند.

وی با اشاره به پیشینه زبانی اقوام ترک گفت: «این‌گونه نبود که ترک‌ها زبان نداشته باشند. دیوان لغات‌الترک محمود کاشغری سال‌ها پیش از نخستین فرهنگ‌نامه فارسی نوشته شده و آثار حکومتی قراخانیان نیز بسیار قدیمی‌تر از سیاست‌نامه خواجه نظام‌الملک است.» با این حال، به باور او، حاکمان آن دوره به‌خوبی می‌دانستند که فارسی تنها زبانی است که می‌تواند نقش زبان میانجی را ایفا کند؛ زبانی که یادگیری آن آسان بود و هر امیر و وزیری در دربارهای عثمانی، کریمه، بغداد و هند ناگزیر از فراگیری آن بود.

این نویسنده افغانستانی با اشاره به سیاست‌های استعماری در منطقه اظهار داشت: «استعمارگران دقیقاً همین محور هویتی را هدف گرفتند. با حمله به زبان فارسی، رشته وصل این سرزمین بزرگ را گسستند.» او تأکید کرد که زبان‌های بومی همچون پشتو، کردی، بلوچی و اردو میراث فرهنگی ارزشمند این منطقه‌اند، اما نمی‌توانند نقش زبان ملی مشترک را ایفا کنند. به باور او، بخشی از آشفتگی‌های سیاسی و هویتی افغانستان و پاکستان نیز از همین گسست ناشی می‌شود.

محمدی با بیان اینکه «فارسی ملک شخصی هیچ قومی نیست، بلکه آیینه‌خانه جمعی همه اقوام است»، افزود: اگر تلاش‌های بی‌ثمر برای جایگزینی این زبان صورت نمی‌گرفت، بسیاری از تنش‌های نژادی و دشمنی‌های قومی امروز شکل نمی‌یافت.

او در ادامه با انتقاد از برخی جریان‌های فکری در تاریخ معاصر افغانستان گفت: «مشکل هاشم خان این بود که خود را داناتر از احمدشاه ابدالی، امیرعلی‌شیر نوایی، سلطان محمود غزنوی و آلپ‌ارسلان می‌پنداشت، در حالی که چنین نبود و با سیاست‌های خود ریشه‌های کشور را تضعیف کرد. امروز ما از شاخه‌های شکسته آویزانیم؛ گاهی در فرهنگ عربی دنبال هویت خود می‌گردیم و گاهی در آیینه بابری اسلام‌آباد گم می‌شویم.»

این شاعر و نویسنده در پایان با تأکید بر اهمیت زبان فارسی به‌عنوان محور وحدت فرهنگی و تاریخی منطقه خاطرنشان کرد: «راه برون‌رفت از بحران‌های هویتی و قومی، بازگشت به زبان و فرهنگ فارسی است.»

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
این مطلب را مزین به نظرات ارزشمند خود بفرماییدx