شعر؛ همدلی و همبستگی در جنگ

استاد محمدکاظم کاظمی، شاعر و بیدل پژوه مهاجر افغانستانی در یادداشت اختصاصی برای ایراف، به «نقش شعر در همبستگی اجتماعی هنگام جنگ» پرداخته است.
محمد کاظم کاظمی

همدلی و همبستگی در جنگ‌ها یک ضرورت است و اینجاست که آدم‌ها با همه اختلاف سلیقه‌ها و حتی اختلاف نظرها و مواضع متفاوت سیاسی، برای یک ایده کنار هم گرد می‌آیند و آن دفاع از کشور یا آرمان و عقیده است.

این همبستگی ابزارهای بیانی به کار دارد تا بشود این احساس مشترک را به همدیگر انتقال داد. و اینجاست که پای ابزارهای انتقال احساس به میان می‌آید و شعر در این میان یک ابزار مهم و مؤثر است.

شعر چرا مهم و مؤثر است؟ دلایل و اسبابش متعدد است و من در اینجا به چند مورد آن اشاره می‌کنم:

بنای شعر بر احساس و عاطفهٔ انسانی است. البته در کنار این‌ها ما شعرهای تفکربرانگیز و متأملانه هم داریم ولی همان تفکر هم اگر با احساسات انسانی پیوند نخورد اثرگذاری‌اش از مسیر شعر کم می‌شود. ما شعرهایی داریم که حکمت و فلسفهٔ منظوم‌اند ولی در میان میراث ادب فارسی جای بسیاری باز نکرده‌اند و به حلقه‌های علمی محدود مانده‌اند. و از طرفی وجه مهم همبستگی انسان‌ها هم همین عواطف است. چه بسا که دو انسانِ از نظر فکری کاملاً دور از هم یا متضاد هم، در یک صحنهٔ عاطفی متأثر می‌شوند و این تأثر خودش همدلی می‌آورد. و اینجاست که شعر می‌تواند منتقل‌کنندهٔ این همدلی باشد.

سرایش شعر معمولاً سریع و گاهی حتی آنی اتفاق می‌افتد. من که خود در این سال‌ها دستی در سرایش شعر داشته‌ام، این را تجربه کرده‌ام که به خصوص شعرهایی که وجه عاطفی دارد و حاصل تأثر از یک حادثه یا یک احساس همدلانه است، گاهی در یک نصف روز یا حتی دو سه ساعت تکمیل شده‌اند.

این را مقایسه کنیم با آثار ادبیات داستانی مثل رمان یا حتی داستان کوتاه که نگارش آن‌ها مدتی زمان به کار دارد. البته نمی‌توان منکر تأثیر بلندمدت ادبیات داستانی بود. چه کسی می‌تواند جایگاه شگرف و ماندگار «جنگ و صلح» تولستوی را انکار کند؟ ولی در اینجا بحث ما سرعت تولید و در نتیجه انتشار اثر است. در مورد رمان‌ها گفته می‌شود که بسیاری از رمان‌های بزرگ دربارهٔ جنگ، بعد از جنگ‌ها پدید آمده‌اند.

انتشار شعر هم سریع‌تر از دیگر ژانرهای ادبیات رخ می‌دهد. متن آن کوتاه است و قابل انتقال سریع، قابل خواندن در زمان اندک و هم‌چنین قابلیت گلچین‌شدن دارد. می‌تواند در محافل، در راهپیمایی‌ها، در رسانه‌ها خوانده شود. می‌تواند به قالب موسیقی درآید و به عنوان یک اثر موسیقیایی عرضه شود. حتی گاهی یک بیت یا مصراع شعر می‌تواند زبان به زبان بچرخد، چنان که در همین ایام آشوب‌ها و جنگ در ایران دیدیم که مصراع‌هایی از شعر مثل «خدا کند که بمیرم، وطن‌فروش نباشم» (از لیلا حسین‌نیا) به چه سرعتی دست به دست شد یا بر روی پلاکاردها و پوسترها و تصویرهایی در فضای مجازی منتشر شد.

و بالاخره خصوصیت مهم دیگر در شعر، این است که یک هنر فردی و کم‌مصرف است. سرایش و حتی انتشار آن نه به همکاری یک گروه نیاز دارد و نه به امکانات بسیار، چنان که در سینما و حتی موسیقی می‌بینیم.

مجموعهٔ این عوامل سبب می‌شود که در این بزنگاه‌ها، شعر همیشه اولین انعکاس‌دهندهٔ همدلی‌ها و همبستگی‌ها باشد. ما دیدیم که در زمان رخداد حادثۀ تروریستی دانشگاه کابل و به خصوص متأثر از پیامک «جان پدر کجاستی»، در مدتی کوتاه آن‌قدر شعر از شاعران فارسی‌زبان سروده شد که مجموعهٔ آن‌ها به صورت کتابی درآمد با همین نام «جان پدر کجاستی» به کوشش خانم زهرا حسین‌زاده.

باری دیگر در واقعهٔ تروریستی مکتب سیدالشهدا دشت برچی هم باز کتابی دیگر از آثار شاعران فراهم آمد با عنوان «دختران دشت برچی» به کوشش دو شاعر ایرانی، عبدالرحیم سعیدی راد و محمدمهدی عبداللهی. و همین‌طور در واقعهٔ زلزلهٔ زنده‌جان هرات در مدتی کوتاه، آنقدر شعر از شاعران ایران و افغانستان سروده شد که محفل شعری به همین مناسبت در مشهد برگزار شد در حالی که هنوز یک هفته از این واقعه نگذشته بود.

و حالا که سخن به این سمت یعنی همدلی دو ملت چرخید، می‌شود به این هم اشاره کرد که در همدلی و همبستگی میان فارسی‌زبانان ملل مختلف هم شعر می‌تواند بسیار مؤثر باشد. هر جایی که زبان فارسی رایج باشد و سخنور و گویشور داشته باشد، این شعرها هم می‌تواند سروده شود و هم می‌تواند انتشار یابد.

سابقهٔ این همدلی‌ها در بین فارسی‌زبانان دیرین است. ما شعرهای بسیاری از شاعران افغانستان سراغ داریم که برای جنگ تحمیلی هشت‌سالهٔ عراق علیه ایران سروده شد، آن هم نه تنها از سوی شاعران مهاجر، که حتی شاعرانی که در خارج از ایران بودند. از این میان می‌شود به قصیدهٔ زیبای استاد خلیل‌الله خلیلی اشاره کرد با این مطلع

به پیشگاه تو ای ملت خجسته، سلام

ز ملتی که شده صبح روشنش چون شام

به خصوص آنجا که می‌گوید

بر آن سر است ابرقدرت خدانشناس

که زیر پرچم وى خم شود جهان به تمام

چنان کند که ز خدمتگران دیر و حرم

نمانَد آن‌‌که ز دین خداى گیرد نام

کنند خرمن و آتش زنند در مصحف

مهین کلام خدا ذوالجلال والاکرام

برند یکسره آثار باستانى تو

نه سر بماند و افسر، نه جم بماند و جام

کفن به حیله ربایند از تن پرویز

کلَه به مکر ستانند از سر بهرام

و اگر به تجاوز نظامی اخیر به ایران اسلامی برگردیم هم باز نمونه‌های بسیار از شعرهای همدلانهٔ شاعران تاجیکستان و افغانستان را می‌بینیم به گونه‌ای که مجموعهٔ این‌ها حتی می‌تواند در قالب کتابی فراهم شود. نمونه‌ها بسیار است و من فقط به چند شعر از چند شاعر امروز افغانستان اشاره می‌کنم.

از حسن حسین‌زاده:

ندارم جرئت نقاشی ابعاد آن ماه منقّش را

به ذهنم می دود با او کشم تیر و کمان و ملک آرش را

از مهران پوپل

و کفر از بین خواهد رفت و ایمان زنده خواهد ماند

قوی دارید دل مردم که ایران زنده خواهد ماند

از سید علی عطایی

بیا شب سرود خیابان بخوانیم

بخوانیم، آهنگ میدان بخوانیم

نفس تازه کن تا به امید فردا

از ایران بگوییم، «ای ایران» بخوانیم

دست آخر به یک خصوصیت دیگر شعر هم اشاره کنم و آرزویی در این زمینه داشته باشم. شعر هرچند در مقام سرایش سریع و ناگهانی پدید می‌آید، در مقام اثرگذاری، هم وسعت جغرافیایی دارد و هم ماندگاری زمانی. وقتی اثری در این قالب سروده شود، دیگر تا زبان فارسی زنده است، آن اثر هم ماندگار است و چیزی نمی‌تواند آن را از میان ببرد. ما می‌بینیم که شعر خلیل‌الله خلیلی بعد از نیم قرن از سرایش، همچنان به کار می‌آید و اثری که برای یک جنگ سروده شده است، در جنگی دیگر بازخوانی می‌شود.

بنابراین این آثار نه تنها اثرگذاری عاطفی دارند، که اسناد تاریخی از همبستگی و همدلی میان ملل فارسی‌زبان هم هستند. و این بسیار مهم است که در تاریخ، چه چیزی از یک شاعر به جا می‌ماند. یک شعر تفرقه‌افکنانه و کینه‌ورزانه، یا یک شعر همدلانه. وقایع تاریخی، آدم‌ها و حکومت‌ها می‌آیند و می‌روند و این شعرها می‌مانند.

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
این مطلب را مزین به نظرات ارزشمند خود بفرماییدx