از سینما بهزاد تا افغان‌فیلم؛ مروری بر تاریخچه هنر سینما در افغانستان

سید ابوطالب مظفری

افغانستان معاصر از نظر ادبیات، طبیعتاً به همسایه غربی خود، ایران نظر دارد و تحولات ادبی ایران، مستقیم یا غیرمستقیم، بر ادبیات افغانستان، اعم از شعر و داستان، تأثیر داشته و دارد. البته نباید ناگفته گذاشت که از نظر درون‌مایه، در دوره‌ای به همسایه شمالی و ایدئولوژی فراگیر آن نیز بی‌توجه نبوده است.

این کشور از نظر موسیقی رسمی به شبه‌قاره وابسته است؛ همان‌طوری که سینمای این کشور نیز به صنعت سینمای بالیوود گرایش بسیار داشته است. این وابستگی در این دو حوزه موسیقی و سینما به حدی است که جوانان افغانستانی، از دیروز تا امروز، زبان اردو را از قلمرو این دو هنر آموخته‌اند.

هرچند در سال‌های اخیر، به دلیل بازگشت مهاجران از ایران و رشد صنعت سینما در ایران، سلایق فیلم‌سازان جوان افغانستانی تا حدودی تغییر کرده، ولی سلیقه عموم مردم همان است که بود. سریال‌های بلند هندی هنوز در میان خانواده‌های افغانستانی پرطرفدار است.

صنعت سینما در ابتدای قرن بیستم به افغانستان وارد شد و طبق برخی روایات، در دوران امیر حبیب‌الله، کارگزاران هندی مستقر در هندوستان آن را به شاه هدیه دادند؛ اما اسناد متقن‌تر آن را به زمان شاه روشن‌اندیش، یعنی امان‌الله خان، نسبت می‌دهد که برای نخستین بار پروژکتور سینمایی را او در سال ۱۹۲۸ با خود از سفر اروپا به کابل آورد.

هم در این دوره بود که مکان‌هایی با نام «سینما بهزاد» و «سینما تئاتر پغمان» برای نمایش فیلم در نظر گرفته شد که به‌عنوان نخستین سینماهای افغانستان از آن‌ها نام برده می‌شوند. البته سرنوشت سینما تئاتر پغمان، که بعد از سقوط دولت امانی به‌عنوان نماد لادینی به آتش کشیده شد، مانند سایر امور مملکت دردناک بود.

اما آنچه روشن است، این وقایع در حد سرگرمی دربار سلطنت بوده است؛ نه زمینه اجتماعی و نه شرایط امنیتی و اقتصادی برای رشد و گسترش این صنعت در آن زمینه و زمانه آماده بوده است.

با شروع پادشاهی محمد ظاهر، در مجموع وضعیت فرهنگ در افغانستان روند طبیعی خود را پی گرفت. گفته می‌شود که ظاهرشاه خود علاقه‌مند به هنر سینما بود و هر از گاهی برای تماشای فیلم به سالن افغان‌فیلم می‌رفت. در این دوره بود که ساختن سینما و نمایش فیلم‌های بی‌صدای هندی و نیز نمایش کارکردها و گزارش‌های حکومت رواج یافت و طبق گفته‌ها، نخستین فیلم افغانستانی در سال ۱۹۴۶ به نام «عشق و دوستی»، آن هم با همکاری سینماگران هندوستان، در لاهور ساخته شد. استقبال از این فیلم و نیز فیلمی به نام «عقاب» به کارگردانی «فیض‌محمد خیرزاده» باعث شد که شاه بر اهمیت و لزوم این صنعت توجه نشان بدهد.

فیلمنامه «عشق و دوستی» را عبدالرشید لطیفی، پدر تئاتر افغانستان نوشت و قرارداد ساختن این فیلم مشترک با کمپانی فیلم‌سازی «شور» در لاهور بسته شد که جانب افغانی، عبدالرحمان بینا، نشاط ملک‌خیل، احمدضیا و دیگران، نقش‌هایی را به عهده گرفتند.

درباره فیلم «عقاب» نیز یادآوری این نکته حایز اهمیت است که ظاهر هویدا و زرغونه، دو تن از آوازخوانان مشهور موسیقی افغانستان نیز در این فیلم نقش‌های کوتاهی را بازی کرده‌اند.

اما از دهه ۴۰ با کاستن از استبداد خاندانی و تصویب قانون اساسی که به موجب آن آزادی‌هایی در حوزه‌های مختلف، احزاب و مطبوعات به وجود آمد، سینما نیز رونق گرفت. در سال ۱۹۶۵، ظاهرشاه از سفیر آمریکا در کابل درخواست کرد که یک لابراتوار ظهور فیلم در افغانستان بسازد. این درخواست مورد موافقت قرار گرفت و ساخت این پروژه آغاز شد و در سال ۱۹۶۸ به پایان رسید. سلطان حمید هاشم، که عکاس دربار شاه بود، نخستین رئیس افغان‌فیلم بود. افغان‌فیلم در زمان محمد ظاهرشاه سازمانی مستقل بود؛ اما در زمان محمد داود با وزارت اطلاعات و فرهنگ ادغام شد. آخرین رئیس آن نیز بعد از سقوط جمهوریت خانم صحرا کریمی بود.

در این دوره است که به یکباره نام فیلم‌های زیادی به میان می‌آید و مردم افغانستان بر پرده سینمای بومی، سیمایی هرچند نارسا از زندگی خودشان را مشاهده می‌کنند. فیلم‌هایی مانند «آواهای روستا» و «روزهای دشوار»، که هنوز به صورت سیاه و سفید ساخته می‌شدند، از این دست آثار سینمایی هستند.

با وقوع کودتای هفت ثور و روی کار آمدن حکومت چپی در افغانستان، صنعت فیلم نیز مقداری رونق گرفت و در اواخر دهه ۶۰ نخستین فیلم‌های رنگی ساخته شدند. این فیلم‌ها که تجربه دانشجویان تحصیل‌کرده در اتحاد شوروی و نیز تأثیر سیاست‌های حمایتی آن دولت در آن‌ها آشکار بود، حال‌وهوای متفاوتی را به جهان سینما تزریق کرد و شاید بتوان گفت که نخستین شمیم دور شدن از حال‌وهوای سینمای هندی از این فیلم‌ها به مشام می‌رسید. از آن جمله می‌توان به این نام‌ها اشاره کرد: «سرباز صبور»، «خاکستر»، «حماسه عشق»، «فرار»، «آخرین آرزو» و «پرنده مهاجر».

پیروزی مجاهدین و سپس آمدن طالبان، به‌کلی صنعت سینما و حتی زیرساخت‌های آن را با مشکل جدی مواجه کرد. بسیاری از سینماها بر اثر جنگ تخریب شدند و تعداد زیادی فیلم در آتش سوختند. داستان ورود طالبان به آرشیو افغان‌فیلم و به آتش کشیدن آن و اینکه نگهبانان این مرکز به چه شیوه‌ای برخی از این آرشیو را از فنا شدن نجات دادند، یکی از شنیدنی‌ترین و عبرت‌آموزترین قصه‌های تاریخ سینما در افغانستان است.

بعد از ماجرای ۱۱ سپتامبر و روی کار آمدن دولت حامد کرزی، سینمای افغانستان به مرور جان تازه گرفت؛ چنان‌که نوشته‌اند: «قندهار» اولین فیلم تاریخ سینما درباره افغانستان بود که به جشنواره فیلم کن راه یافت.

هم در این دوره بود که کارگردان نام‌آشنای سینمای افغانستان، صدیق برمک، با ساختن فیلم «اسامه» در سال ۲۰۰۳، نام سینمای افغانستان را به جشنواره‌های جهانی فیلم مانند کن و لندن نیز کشاند و جوایزی را نیز دریافت کرد.

چند سال بعد، افغانستان به اتحادیه جشنواره‌های فیلم‌های آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی پیوست. در این سال‌ها، با بازگشت تعدادی از نویسندگان و فیلم‌سازان جوان به افغانستان، صنعت فیلم این کشور رنگ و لعاب تازه‌ای به خود گرفت. سینما از سیطره سلیقه و پسند فیلم هندی اندک‌اندک بیرون شد.

جلال پیروز، واحد نظری، صدیق برمک، وحید اورکزی، احد ژوند، سونیا ناصری و موسی رادمنش در شمار کارگردانان مشهور سینما در افغانستان هستند. در میان بازیگران نیز می‌توان از سلام سنگی، صبور طوفان، نعمت آرس، ولی تلاش و اکرم خرمی نام برد.

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
0
این مطلب را مزین به نظرات ارزشمند خود بفرماییدx