سیده کبری حسینی بلخی، شاعر افغانستانی مقیم قم که توفیق حضور در شبهای شعر رهبری را داشته است، در گفتوگویی خاطرات خود از دیدار با رهبر شهید آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای را بازگو کرد و به ابعاد شخصیتی، علمی و ادبی ایشان پرداخت.
«تولد دوباره» در شب شعر رهبری
حسینی بلخی در ابتدای سخنان خود با اشاره به آرزوی دیرینهاش برای حضور در محفل شعر رهبری، گفت: «وقتی برای نخستین بار خبر اشتراک در این محفل به من رسید، حسی وصفناپذیر در وجودم جاری شد؛ گویی خون دوباره در رگهایم جاری گشت و تولدی دوباره یافتم. احساس کردم نویدی آسمانی از عرش کبریایی رسیده است که با دیدار یکی از اولیای الهی، این ماه مبارک برایم مبارکتر خواهد شد.»
فرو ریختن تصورات پیشین؛ سادگی در اوج عظمت
این شاعر افغانستانی درباره تصور خود پیش از دیدار با رهبر شهید گفت: «پیش از حضور در محضر آن مرد بزرگ، در ذهنم میگذشت که شاید به دلیل جایگاه بلند حضرت آیتالله خامنهای، ایشان در رفتاری باشند که یادآور بزرگان و شاهان گذشته باشد؛ کسانی که تنها به توصیفات و تعریفات از شکوهشان بسنده میکنند. اما وقتی به محفل رسیدم، تمام تصورات پیشینم فرو ریخت. با دیدن سادگی، تواضع، دانش و بینش عمیق ایشان، تصدیق کردم که این جایگاه رفیع، حاصل اندیشهای است که در خلوتهای شبانه به دعا میپردازد، در سحرگاهان رازهای هستی را در قالب شعر میکشد و اوقات فراغتش را با ورقهای تاریخ سپری میکند.»
«گویی به هزار و چهارصد سال پیش سفر کردم»
وی درباره نخستین لحظه دیدار با رهبر شهید اظهار داشت: «وقتی مردی بزرگ با چهرهای رازآلود و معنادار، با عمامهی سیاه، قد رسا و ریش سپید در صدر مجلس قرار گرفت، گویی به هزار و چهارصد سال پیش سفر کردم. در ایشان، هیبت و شکوهی را دیدم که در سادگی جاری بود؛ گویی مردانی را در کنار پیامبر (ص) میدیدم که چنین ابهتی داشتند. در آن لحظه، هیچ کلامی نمیتوانست احساس من را توصیف کند.»
اشراف عمیق رهبر شهید بر شعر و ادبیات
حسینی بلخی با اشاره به تسلط رهبر شهید بر شعر و ادبیات فارسی، گفت: «تاریخ گواه است که دربارهای شاعران، ادیبان بسیاری داشتهاند اما کمتر سراغ شعرشناسی عمیق آنها میروم. اما در مورد شهید بزرگ ایران، حضرت آیتالله العظمی خامنهای، باید گفت که ایشان شعر و ادبیات را بسیار دقیق و فنی میشناختند و از تفاوتهای مفهومی و ساختاری قالبهای کلاسیک و مدرن به خوبی آگاه بودند.»
وی افزود: «گواه این مدعا، نکاتی بود که ایشان پیرامون کاستیها و نواقص اشعار مطرح میکردند. کسانی که شعرشناس نیستند، تنها از ظواهر و زیباییهای سطحی لذت میبرند، اما ایشان به دقت به عروض، قافیه و فنون ادبی توجه داشتند و آگاهی عمیقشان از شعر در تکتک صحبتهایشان آشکار بود.»
دریافت چفیه از دستان رهبر شهید؛ «یادگاری تاریخی»
این شاعر افغانستانی درباره ماجرای دریافت چفیه از رهبر شهید گفت: «در آن شب، از آنجا که صندلیام نزدیک ایشان بود، در لحظهی ملاقات عرض کردم: “آقا، چفیهتان را به من ببخشید.” ایشان با نگاهی پدرانه، چفیه را برداشتند، دعایی خواندند و به من دادند. احساس کردم پدری دخترش را به مسیر زندگی سوق میدهد تا در روزگار نامردی، دستش بلندتر از دیگران باشد و این چفیه را همچون مدال افتخاری از میراث پدری بر گردن آویزد.»
وی خاطرنشان کرد: «این چفیه را بارها از من خواستهاند، اما هرگز نتوانستهام آن را از دل بیرون کنم و به کسی ببخشم؛ چرا که این تکه پارچه را یادگاری تاریخی میدانم که نماد مقاومت و ایستادگی است.»
آشنایی عمیق با ادبیات افغانستان
حسینی بلخی درباره آشنایی رهبر شهید با ادبیات افغانستان گفت: «اشرفات رهبر شهید به موضوعات فرهنگی کشورهای همسایه، در سخنانشان کاملاً آشکار بود. ایشان به خصوص شاعرانی را که در حوزهی شعر “مهاجرت” و “مقاومت” در ایران فعالیت کرده بودند، به خوبی میشناختند.»
وی افزود: «در یکی از شبهای شعر، ایشان شعری از یک شاعر افغانستانی را ذکر کردند که سی سال پیش شنیده بود و هنوز بیتی از آن را به خاطر داشت. این نکته، بهخوبی عمق ارتباط روحی و فکری رهبری با ملت مظلوم افغانستان و شاعران دردمند آن سرزمین را نشان میدهد.»
تأثیر ماندگار بر زندگی و شعر
حسینی بلخی درباره تأثیر حضور در شب شعر رهبری بر زندگی شخصی خود اظهار داشت: «بخش بزرگی از دوران زندگیام و تحولاتم با رهبر شهید گره خورده است. نخستین اثر آن، گرایشی عمیق به سوی “شعر آیینی” بود؛ چرا که دریافتم شعر آیینی، دغدغهی کسی است که جهاننگریاش فراتر از مرزهای کنونی است. بارها در صحبتهایش با شاعران، از “شعر متعهد” سخن میگفت. من رشد خود را مدیون این تأثیرات و سخنان رهبر میدانم.»
وی در پایان با اشاره به آموختن استقامت و پایبندی به ارزشها از رهبر شهید، یکی از اشعار خود را در وصف ایشان قرائت کرد.
