رویش دوباره از دل بحران؛ گفت‌وگو با نجیب بارور درباره نوروز و تاب‌آوری فرهنگی در افغانستان

نجیب بارور، شاعر و پژوهشگر افغانستانی، در گفت‌وگویی تازه از نوروز به‌عنوان میراثی ریشه‌دار و امیدبخش یاد می‌کند؛ جشنی که به باور او در دل جنگ‌ها و بحران‌های منطقه، همچنان پیام زایش دوباره، تاب‌آوری و پیوند انسان با طبیعت را زنده نگه داشته است.
نجیب بارور

نوروز در گستره فرهنگی ایران، افغانستان، تاجیکستان و بخش‌هایی از آسیای میانه، تنها آغاز یک سال تازه نیست؛ بلکه یادگار یکی از کهن‌ترین لایه‌های هویتی این سرزمین‌هاست. در افغانستان، با وجود دهه‌ها جنگ، فشارهای سیاسی و محدودیت‌های اجتماعی، نوروز همچنان در حافظه مردم حضور دارد؛ هرچند جلوه‌های آن نسبت به گذشته کمرنگ‌تر شده است.

نجیب بارور، شاعر و پژوهشگر افغانستانی، در گفت‌وگو با ایراف نوروز را میراثی مشترک و الهام‌بخش می‌داند؛ میراثی که هم ریشه در تاریخ دارد و هم پیام امروزین آن—توان برخاستن از دل بحران—برای مردمانی که سال‌ها با جنگ و خشونت روبه‌رو بوده‌اند، معنایی حیاتی دارد.

نوروز؛ پیوند فرهنگی میان ایران و افغانستان

بارور با اشاره به اشتراکات عمیق فرهنگی میان ایران، افغانستان و تاجیکستان می‌گوید نوروز یکی از برجسته‌ترین نمودهای این پیوند است. او تأکید می‌کند که نوروز در افغانستان سنتی دیرینه است و با وجود مخالفت‌های تاریخی برخی جریان‌های مذهبی و سیاسی، همچنان در لایه‌های عمیق فرهنگ مردم حضور دارد.

آیین‌ها و خاطرات نوروزی

بارور در بخش دیگری از گفت‌وگو، به آیین‌های نوروزی کابل اشاره می‌کند؛ از پوشیدن لباس نو و آماده‌سازی «هفت‌نور» گرفته تا دیدوبازدیدهای خانوادگی و حضور مردم در «کارتۀ سخی» برای برگزاری مراسم رسمی نوروز. او می‌گوید نوروز برای نسل‌های مختلف، از جمله کودکان، فرصتی برای شادی، بازی و تجربه دوباره پیوند با طبیعت بوده است.

تأثیر جنگ بر آیین‌های نوروزی

با این حال، بارور یادآوری می‌کند که جنگ‌های طولانی و تحولات سیاسی افغانستان باعث شده در برخی سال‌ها مردم عملاً فرصت یا امکان برگزاری نوروز را نداشته باشند. او معتقد است که در سال‌های اخیر نیز محدودیت‌های مذهبی و سیاسی باعث کمرنگ شدن جلوه‌های نوروز در جامعه شده است.

تفاوت‌های نوروز در ایران و افغانستان

بارور نبود سنت «سیزده‌به‌در» در افغانستان را یکی از تفاوت‌های مهم میان دو کشور می‌داند. به باور او، نوروز در ایران به‌عنوان یک جشن ملی مورد حمایت قرار گرفته، اما در افغانستان چنین پشتوانه‌ای وجود نداشته و همین امر باعث شده بسیاری از جزئیات آیینی نوروز در افغانستان حفظ نشود.

مخالفت‌های مذهبی و فراموشی جشن‌های کهن

او ریشه بخشی از این کمرنگی را در مخالفت‌های فکری و مذهبی با جشن‌های پیشااسلامی می‌بیند؛ مخالفت‌هایی که به گفته او نه‌تنها نوروز، بلکه جشن‌هایی مانند مهرگان و چهارشنبه‌سوری را نیز از حافظه عمومی مردم افغانستان حذف کرده است.

نوروز؛ استعاره‌ای از برخاستن دوباره

بارور در ادامه، نوروز را نمادی از زایش دوباره طبیعت می‌داند؛ نمادی که می‌تواند برای ملت‌های گرفتار جنگ الهام‌بخش باشد. او با زبانی شاعرانه می‌گوید همان‌گونه که گیاه پس از زمستان یا حتی پس از سوختن دوباره سبز می‌شود، انسان‌ها نیز می‌توانند از دل سختی‌ها برخیزند و زندگی تازه‌ای آغاز کنند.

میراثی که از دل بحران‌ها عبور کرده است

به باور بارور، نوروز یکی از پایدارترین یادگارهای فرهنگی منطقه است؛ جشنی که در طول تاریخ با وجود فشارها و تعصب‌ها زنده مانده و همچنان مورد استقبال مردم قرار دارد. او تأکید می‌کند که حفظ نوروز به‌عنوان یک جشن ملی و فرهنگی، نیازمند عبور از تنگ‌نظری‌ها و احترام به میراث نیاکان است.

آرزوی بهاری روشن برای دو ملت

بارور در پایان، نوروز را یادآور پیوند انسان با طبیعت می‌داند و برای مردم ایران و افغانستان سالی سرشار از آرامش، امید و رویش دوباره آرزو می‌کند.

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
این مطلب را مزین به نظرات ارزشمند خود بفرماییدx