روایت شاعر افغانستانی از معمم شدن به دست رهبر شهید؛ «عمامه را بر سرم گذاشتند و عبا را بر دوشم انداختند»

سیدفضل‌الله قدسی، شاعر و پژوهشگر افغانستانی که توفیق هفت بار شعرخوانی در محضر رهبر شهید آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای را داشته است، در گفت‌وگویی خاطرات خود از دیدار با ایشان را روایت کرد. وی از شعرخوانی‌ای گفت که اشک رهبر شهید را جاری کرد و از لحظه‌ای که ایشان عمامه را بر سرش نهاد و عبا را بر دوشش انداخت. قدسی با اشاره به اشراف عمیق رهبر شهید بر ادبیات فارسی و نگاه ویژه‌شان به ملت افغانستان، تأکید کرد که هر دیدار با ایشان، توشه‌ای معنوی بود که در مسیر زندگی‌اش تأثیر عمیقی گذاشت.
سیدفضل‌الله قدسی

حجت‌الاسلام سیدفضل‌الله قدسی، شاعر و پژوهشگر افغانستانی که توفیق حضور در دیدارهای متعدد و شعرخوانی در محضر رهبر شهید آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای را داشته است، در گفت‌وگویی خاطرات خود از این دیدارها را بازگو کرد.

نخستین دیدار؛ آشنایی با مردی که بعدها رهبر شهید شد

قدسی درباره نخستین دیدار خود با رهبر شهید گفت: «نخستین توفیق دیدار حضرت آقا در دوران ریاست جمهوری ایشان برایم حاصل شد؛ هرچند آن جلسه عمومی بود و فرصت چندانی برای گفت‌وگوی خصوصی وجود نداشت، اما همان دیدار مبدأ آشنایی و ارتباط من با ایشان بود.»

شعری که اشک رهبر شهید را جاری کرد

وی با اشاره به خاطره‌ای از سال ۱۳۷۱، گفت: «در کنگره بین‌المللی شعر حوزه، شعر بنده به عنوان اثر برگزیده انتخاب شد و یکی از ارزشمندترین جوایز آن، تشرف به محضر حضرت آقا بود. در آن جلسه که حدود ۳۰ شاعر حضور داشتند، حضرت آقا از حاضران درباره فعالیت‌هایشان سؤال می‌کردند. وقتی نوبت به من رسید، خودم را معرفی کردم و گفتم سیدفضل‌الله قدسی هستم از کشور افغانستان.»

وی ادامه داد: «حضرت آقا با محبت فراوان مرا تشویق کردند و فرمودند شعرم را بخوانم. آن شعر درباره حضرت صدیقه طاهره(س) و با حال و هوای بقیع سروده شده بود. هنگام شعرخوانی، ایشان به شدت منقلب شدند، اشک از چشمانشان جاری شد و با دست مبارکشان اشک‌هایشان را پاک کردند. پس از پایان شعر نیز بسیار مرا مورد لطف و تشویق قرار دادند.»

ماجرای معمم شدن به دست رهبر شهید

این شاعر افغانستانی درباره لحظه‌ای که به دست رهبر شهید معمم شد، گفت: «در یکی از دیدارهای بعدی، دوستان از قبل گفته بودند ممکن است حضرت آقا پیشنهاد کنند که معمم شوم. به همین دلیل عمامه و عبا را همراه خود برده بودم. پس از شعرخوانی، ایشان فرمودند: “چرا معمم نمی‌شوید؟” عرض کردم که لباس همراهم است و دوست دارم به دست مبارک شما معمم شوم. حضرت آقا همان‌جا عمامه را بر سرم گذاشتند و عبا را بر دوشم انداختند و این افتخار بزرگ نصیبم شد.»

وی افزود: «وقتی از آن محفل خارج شدم، احساس می‌کردم نیرویی عجیب و تجربه‌نشده در وجودم شکل گرفته است. آن دیدار صرفاً یک ملاقات نبود، بلکه خاطره‌ای معنوی و ملکوتی بود که در مسیر زندگی شخصی من تأثیر عمیقی گذاشت.»

نقدهای دقیق و فنی رهبر شهید بر اشعار

قدسی درباره اشراف رهبر شهید بر شعر و ادبیات فارسی گفت: «دو بار اشعارم را با دقت نقد کردند. یکی از آن اشعار درباره افغانستان بود. در یکی از ابیات شعر گفته بودم: “دوستان تازه‌ام را می‌شناسم، سال‌هاست…” اما حضرت آقا همان لحظه تذکر دادند که بهتر است گفته شود: “می‌شناسم دوستان تازه‌ام را، سال‌هاست…”. بعدها که این نکته را با کارشناسان ادبی مطرح کردم، همه تأکید کردند که این اصلاح، بسیار دقیق، فنی و کاملاً به‌جا بوده است. همان‌جا فهمیدم که ایشان علاوه بر لذت بردن از شعر، به ظریف‌ترین نکات فنی شعر نیز اشراف کامل دارند.»

اشراف عمیق بر ادبیات فارسی و شعر افغانستان

وی درباره جایگاه علمی رهبر شهید در حوزه ادبیات فارسی گفت: «برداشت من این است که ایشان در ادبیات فارسی ید طولایی داشتند؛ هم شناخت تاریخی داشتند، هم شناخت محتوایی و هم شناخت فنی و تکنیکی. ادبیات فارسی جغرافیای مشترک ایران، افغانستان و تاجیکستان است و ایشان همان اندازه که بر شعر ایران تسلط داشتند، نسبت به شعر افغانستان نیز شناخت عمیقی داشتند.»

قدسی افزود: «در یکی از دیدارهای اخیر، حضرت آقا بیتی از یکی از شاعران افغانستان را از حفظ خواندند و فرمودند حدود ۵۰ سال پیش آن را یادداشت کرده‌اند. این نشان می‌دهد که حافظه و اشراف کم‌نظیری بر ادبیات فارسی داشتند.»

توجه ویژه به ملت افغانستان

قدسی در ادامه با اشاره به نگاه رهبر شهید به افغانستان گفت: «به باور من، حضرت آقا از همان پیش از پیروزی انقلاب اسلامی نسبت به نهضت اسلامی افغانستان توجه ویژه‌ای داشتند و بسیاری از چهره‌های مبارز افغانستان را می‌شناختند. این توجه تا پایان عمر ایشان ادامه داشت.»

وی افزود: «حضرت آقا همواره تأکید داشتند که ملت افغانستان بیش از حکومت افغانستان مورد توجه ماست؛ زیرا حکومت‌ها می‌آیند و می‌روند، اما ملت افغانستان، ملتی برادر، هم‌فرهنگ و هم‌فکر است.»

سادگی و بی‌تکلفی؛ درس بزرگ رهبر شهید

قدسی درباره ویژگی‌های اخلاقی رهبر شهید گفت: «از لحظه ورود ایشان به حسینیه تا پایان جلسه، همه چیز برای من درس بود؛ اما بیش از همه، صفا، صمیمیت، ساده‌زیستی و بی‌تکلف بودن ایشان مرا مجذوب می‌کرد.»

وی با اشاره به سبک زندگی رهبر شهید اظهار داشت: «در دوران ریاست جمهوری، اطلاعات زیادی از زندگی شخصی ایشان نداشتیم، اما بعدها از نزدیک سادگی زندگی ایشان را مشاهده کردیم. خانه، محل رفت‌وآمد، نوع زندگی، خوراک و شیوه معیشت ایشان، همگی نشان می‌داد که تلاش می‌کنند زندگی خود را به طبقات پایین جامعه نزدیک نگه دارند و با الهام از سیره امیرالمؤمنین(ع)، در بهره‌گیری از امکانات زندگی نهایت احتیاط را رعایت کنند.»

آخرین دیدار؛ آرزویی که ناتمام ماند

قدسی با ابراز تأسف از پایان یافتن دیدارها با رهبر شهید گفت: «آخرین دیدار ما دو سال پیش بود. وقتی از آن جلسه بیرون آمدیم، آرزو داشتم بار دیگر توفیق حضور پیدا کنم. اگر تردیدی هم داشتم، تنها از این جهت بود که شاید عمرم کفاف ندهد یا دعوت نشوم، اما هرگز تصور نمی‌کردم روزی برسد که دیدار بعدی باشد و حضرت آقا دیگر در میان ما حضور نداشته باشند.»

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
0
این مطلب را مزین به نظرات ارزشمند خود بفرماییدx