آخرین اشعار

مقتل گم شده

آسمان است این که در گودال مقتل گم شده
یا که دنیای زنی آشفته بر تل گم شده؟

می دود هر سو نگاهش در سکوتی هولناک…
در میان دودها سوسوی مشعل گم شده

شعله بر دامن، پریشان می دود هر سو زنی
دختری در بین خار و خون و تاول گم شده…

برق دندان شغالان و هجوم سایه ها
آهویی در وحشت شب‌های جنگل گم شده

گریه کردم، گریه، مثل مادری که ناله اش
در صدای تعزیه خوان های مقتل گم شده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه