گرچه از داغ تو یکسال گذشت، پرچم ماست که برپاست هنوز
دولت فتح و ظفر نزدیک است، روح ایثار تو در ماست هنوز
مشت ما خورده گره مدت هاست، صبر بر ظلم ستمگر سخت است
گر ولی حکم دهد میگیریم، انتقامی که سراسر سخت است
آی ای دشمن نامرد ببین، مردم خطه خون را بشناس
ما پسرهای همان سرداریم، لشگر فاطمیون را بشناس
لشگری را که بزرگ و کوچک، در دل معرکه رفتهست به پیش
پاک کردند به خون وقت جهاد، گرد مظلومیت از مردم خویش
صف به صف شوق شهادت دارند، شیر مردان بلاجوی زمان
وقت آن است ببینند که چیست، غیرت ملت افغانستان
یک به یک فاطمیون را بشمار، خیل عشاق کجا کم بودند
صبح دیروز به فرمان امام، همه در خط مقدم بودند
هر طرف نغمه خون است بلند، گوش این دشت پر از صوت رساست
تا ابد در دل وادی خطر، بانگ تکبیر ابوحامدهاست
چه جوانی، چه جوانی از شوق، سوی میدان بلا عازم شد
خاک سوریه وجب در وجبش، بعد سردار پر از قاسم شد
خون او زندهتر از تاریخ است، آن که سرباز ولایت بودهست
باز از راه میآید آن روز، روز پیروزی ما موعود است
خون اون علت بیداری ماست، چیره بر ظلمت ظالم شد نور
طی شود شام ستم آخر کار، میرسد صبح فرج، صبح ظهور