داد می زنند، های مرد و زن
بی خیال این، یک وجب وطن
یک بلست جای، این همه هوار؟
یک بلست جای، این قدر “زدن”؟
سهم ما همین خانه خراب
روزی شما، کلن و منهتن
کوچ کوچ آن سوی آب ها
پیش مردم خوش تن و بدن!
کوچ کوچ آن سوی آب ها
مستی مدام، روز و شب اتن
لقمه ای شده است خرد و مختصر
نیست حاجت این همه دهن
سهم ما همین لقمه ای که هست
خوب می جویم هیچ ری نزن!
گوش می برند بی تماسِ تیغ
تیغ می زنند، بی گپ و سخن
فکر کرده اند گوش مان دراز…
هی تعارف سبزه و چمن…
بار روی بار… پشت مان شکست
باز هم نهیب: های جان بکن!
ما برای شان نا برادریم
مثل یوسفیم، مثل تهمتن
بِلِست: وجب
زدن: دعوا، نزاع
کلن: شهری در آلمان
منهتن: محله ای در شهر نیویورک آمریکا
اتن: نوعی رقص محلی در افغانستان که گروهی انجام می شود.
رَی نزن: جوش نزن، غصه نخور