آخرین اشعار

کم­تر از چشمان من در آن خیابان کس نبود

کم­تر از چشمان من در آن خیابان کس نبود
برگ بود و مرگ بود و روح لرزان کس نبود

پیچ ­پیچ از گام هایش راه، غرقِ آه بود
هیچ آهنگی و هیچ آیینه، با آن کس، نبود

ماه گرچه پیشِ پایش مهربانی می­فشاند
پشتِ آن رویای آواره پریشان کس نبود

رقصِ گنگِ سایه دیوار­های دیو وار
بود و جازِ تُندِ تندر، طبل طوفان کس نبود

شانه‌ا­ی پُر بود از حسِ بلند کوه ­ها
باد می­دانست مثل او گریزان کس نبود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه