آخرین اشعار

وقتی غروب می‌کنی و شب سَرَک‌کشان

وقتی غروب می‌کنی و شب سَرَک‌کشان
پا می‌نهد دوباره سر کوچهٔ جهان

دروازه‌های نور یکی بعدِ دیگری
آهسته بسته می‌شود اما به ناگهان-

در لا به لای ظلمت آغشته با سکوت
کلکین ماه می‌شود از گوشه‌یی عیان

خورجین پینه بستهٔ شب درز می‌کند
یک لَک ستاره می‌چکد از کاج آسمان

با اینهمه به پنجره‌یی خیره مانده‌ام
پشت تو دِق شده‌ست دلم آفتاب جان!

اینبار اگر به دیدن دنیایم آمدی
لطفی کن و همیشه لب پنجره بمان!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه