وطندار دلیر من بنارم چشم مستت را
وطن در انتظار بازوی کشور گشای توست
به خاک افکن به خون تر کن ببارش ده در آتش سوز
ازین بدتر چه می باشد که دشمن در سرای توست
نگاه آرزومند وطن سوی تو می بیند
که روز امتحان خنجر جنگ ازمای توست
ز فریاد تفنگت جز صدای حق نمی آید
ز (خیبر) تا مدینه گوشها وقف صدای توست
چه زیباتر ازین نقشی که بیند دیدۀ تاریخ
که تو خنجر بکف دشمن فتاده زیر پای توست
خدای جویی وطن خواهی سرافرازی و آزادی
بخون شیر مردان نقش بر روی لوای توست
وطندار دلیر من بود در انتظار تو
بخون آلوده سنگر ها بخون آغشته پیکر ها
عقاب ظلم بر شهر و دیار تو کند پرواز
بخون بی گناهان سرخ کرده چنگ و شهپر ها
صدای نالۀ جانسوز می آید مگر آنجا
گرسنه طفلکان نالند در دامان مادرها
در آن ویرانه بنگر دختران ماه سیما را
که از غربت بقلب خود فرو بردند خنجر ها
به پیرامون زندان چشم بگشا تا عیان بینی
چه تر گشته بخون تن ها چه غلطیده بخون سرها
شبی تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ناتوانان را توانگر ها
وطندار دلیر من نگاهی کن به تاریخت
که روزی افتخار دودمان آسیا بودی
ز طوفانهای دهشت بار خارا کن نترسیدی
بپا استاده چون کوه بلندت جابجا بودی
گفت با قبضۀ شمشیر پیوند ازل دارد
خطا نبود اگر گویم تو شمشیر خدا بودی
تو در سوزنده صحرا ها تو در توفنده دریا ها
به برق نیزه و شمشیر شبها رهنما بودی
اگر باور نداری حرف من کز عشق می لافم
به قبر رفتگانت گوش نه بشنو چه ها بودی
تو مرد بت شکن بودی تو مرگ اهرمن بودی
تو خورشید ز من بودی تو فر کبریا بودی
وطندار برهنه پای مظلوم دلیر من
ترا مادر به شیر گرم غیرت بار پرورده
خروشان رود ها کرده ترا مواج و غوغا گر
ترا همچون عقاب مست خود کهسار پرورده
ترا آن قله های برف پوش آسمان آسا
بجای بستر مخمل سنگ و خار پرورده
ترا تابنده اختر ها به شبهای هراس انگیز
پی پیکار دشمن دیدۀ بیدار پرورده
ترا مادر به گهواره نهاده تیغ در پهلو
ز عهد کودکی شمشیر جوهر دار پرورده
ترا در راه ایمان و فداکاری و آزادی
دبستان بزرگ سید احرار پرورده
وطندار دلیر من خدا بادا نگهدارت
طلسم نخوت مز دور استعمار را بشکن
ز زندان نالۀ زنجیر می آید بگوش امشب
بیک شبخون مردانه در و دیوار را بشکن
تو چون یک مشت آهن شو سپس با قوت بازو
دماغ دشمن مغرور مردم خوار را بشکن
هزاره کیست پشتون کیست تاجک چیست ازبک چیست
اساس فرقهسازیهای استعمار را بشکن
تو چون فرزند اسلامی شعارت نیست جز توحید
ز محراب محمد (ص) پرچم کفار را بشکن
سر آزادگان ملت توحید شد بر دار
بیک الله اکبر چوبه های دار را بشکن