آخرین اشعار

هیمنه‌ی شیشه

“ترسم که اشک در غم ما پرده در شود
دشمن ز رازهای مگو مان خبر شود”

باید که خون گریست در این ماتم بزرگ
اما نه آنچنان که کسی با خبر شود

دشمن مباد بشنود این ضجه‌های ما
دشمن مباد شاد از این بیشتر شود

چون شیشه است هیمنه دشمنان ما
این شیشه با شکستن خود تیزتر شود

باید که کاخ شیشه نما را به توب بست
پیش از شکست شیشه که خونریزتر شود

من هم موافقم که ستمگر ادب شود
دست ستمگران همگی لای در شود

من هم موافقم که همه پهنه‌ی زمین
پاک از وجود ظلم و فساد و خطر شود

شاید که آفتاب عدالت طلوع کند
شاید برای منتظران خوبتر شود

فرزند ناخلف که دعایش شنیده نیست
شاید که مستجاب دعای پدر شود

شاید که مستجاب دعای امام عصر
در پیشگاه مقتدرِ دادگر شود

“از هر کرانه تیر دعایی روان کنیم
باشد که از میانه یکی کارگر شود”

یارب به حق سوز دل صاحب الزمان
لطفی بکن که شخص خودش مستقر شود

شناسنامه