آخرین اشعار

هوای گریه

هوای گریه در این ایستگاه سنگین است
سکوت سرد تو و بغض راه سنگین است

تو خیره می شوی اما مرا نمی بینی
نگاه می کنی و این نگاه سنگین است

غرور له شده ام را چرا نمی فهمی؟
برای من که زنم گریه، گاه سنگین است

برای من که نمی بخشی ام نمی دانی
چقدر پاسخ این اشتباه سنگین است

قبول،قلب تو را من شکسته ام اما
قبول کن که قبول گناه سنگین است

به روی شانه ی من کوه غصه گاهی هیچ
و گاه بار غمی قدر کاه سنگین است

نبودن تو، غم من، هجوم دلتنگی
چقدر خلوت این ایستگاه سنگین است

شناسنامه