آخرین اشعار

هم‌نشین گِردبادم، گَرد مصرف می‌کنم

هم‌نشین گِردبادم، گَرد مصرف می‌کنم
مثل هر پاییز، رنگ زرد مصرف می‌کنم

با غبار و دود، بعد از انفجار سینه، شُش
آکسیجن هر قدر پرورد، مصرف می‌کنم

جای گرد پنسلین بر زخم می‌پاشم نمک
جای داروی مسکن، درد مصرف می‌کنم

بوسه و لب‌خند تکراری‌ست، چیز تازه‌ای
زن تعارف کرد اگر بر مرد، مصرف می‌کنم

پشت زیبارو نمی‌گردم از این پس، زن‌منی
باد اگر از کوچه‌ها آورد، مصرف می‌کنم

سخت‌گیرِ قد و اندامت نباشم، سال‌هاست
جنس‌های غیر استندرد مصرف می‌کنم

بر منِ تب‌دار، یخچال دلت را واگذار
تشنه‌ام، نوشیدنیِ سرد مصرف می‌کنم

آخرین نوشابه‌های شعر، ام‌شب ته کشید
هرچه شاعر بعد از این قی کرد، مصرف می‌کنم

مثنوی‌های بلند قامت خود را نخوان
من رباعی، من غزل، من فرد مصرف می‌کنم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه