آخرین اشعار

نه شورِ مرگ، نه تصمیم زندگی‌ داری

نه شورِ مرگ، نه تصمیم زندگی‌ داری
تو عنکبوتی و در جالِ خود گرفتاری داری

هزار سال نشستم تو را للو‌ گفتم
هنوز بچه ی شیطان، هنوز بیداری

سرک همان سرک تنگ و‌ خر همان خرِ لنگ
دلم گرفته از این زندگیِ تکراری

چه جمعه ی من، جز دوباره شنبه شدن
تمامِ روز سپس فاژه های بیکاری

شما و سازشِ تان، راهِ حل و مشکل تان
من و‌ حماقتِ من، زندگی و ناچاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه