آخرین اشعار

نشسته‌ام که کی این انتظار سر برسد

نشسته‌ام که کی این انتظار سر برسد
دو کفش خسته به ناگاه پشت در برسد

به دستگیرک دروازه چشم‌ دوخته‌ام
که کی بچرخد و آواز یک نفر برسد

هوای خانه‌ی من تازه می‌شود وقتی
صدای یک نفس او به “دور و بر” برسد

نفس‌ نفس همه‌ی خستگی‌ش را بکَشم
پس از سلام در آغوش من اگر برسد

چراغ خانه شود روبه‌روی چشمانم
که این دو شاپرک‌ من به بال‌ و پر برسد

درخت بین حویلی و من دو چشم‌به‌راه
که کی به تلخی این روزها شکر برسد

من و درخت به هم تکیه کرده‌ایم که کی
به شاخه‌های او و صبر من ثمر برسد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه