آخرین اشعار

میر حرم

تابید طلوع نو، آن برگ و برم آمد
نیزار تنم نالید، فصل دگرم آمد

غم از دل من بر کند، با شور و شرم آکند
شب رخت سفر بر بند! کاینک سحرم آمد

در جوشم و چرخانم، در تابم و سوزانم
سیمرغم و پرانم، چون بال و پرم آمد

آن مونس دیرینه، آن یار دل آیینه
آن دلبر پارینه، وان شور و شرم آمد

سالار سخن آمد، عشقیم به تن آمد
گم گشتۀ من آمد، نور بصرم آمد

این تک تک پای اوست، در کوچه صدای اوست
این خانه برای اوست، کان همسفرم آمد

بگذار «صنم» گردم، آسوده ز غم گردم
بانوی حرم گردم، کان میر حرم آمد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه