آخرین اشعار

ملنگ رودخانه را… ‎

اگر تو را از آب‌های پیش رو درآورم‌‌‎ ‎
زنان پایتخت را به جستجو درآورم‌‌‎ ‎

میان روزنامه‌ها اگر تو را ورق زنم‌‌‎ ‎
چه رازهای تازه‌ای که مو به مو درآورم‌‌‎ ‎

به آب داده‌ام بغل بغل گل محمدی‌‌‎ ‎
ملنگ رودخانه را به های‌وهو در آورم‌‌‎ ‎

رقیب‌ها نشان نمی‌دهند خانه تو را‎ ‎
غروب شد بگو سر از کدام سو درآورم‌؟‎ ‎

شکست رگ رگ خیال من‌، کجاست کوزه‌ات‌؟‎ ‎
چه می‌شود شراب خون از آن سبو درآورم‌‌‎ ‎

دل خراب را در آن شراب شور حل کنم‌‌‎ ‎
و جان خویش لخته لخته از گلو درآورم‌‌‎ ‎

شکار من‌! گریختن چه سود؟ آخرش تو را‎ ‎
نشانده رو به روی خود به گفت‌وگو درآورم‌‌‎ ‎

کلاغ نفرت تو را میان حوض دوستی‌‌‎ ‎
تکان دهم تکان دهم به شکل قو درآورم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه