اگر تو را از آبهای پیش رو درآورم
زنان پایتخت را به جستجو درآورم
میان روزنامهها اگر تو را ورق زنم
چه رازهای تازهای که مو به مو درآورم
به آب دادهام بغل بغل گل محمدی
ملنگ رودخانه را به هایوهو در آورم
رقیبها نشان نمیدهند خانه تو را
غروب شد بگو سر از کدام سو درآورم؟
شکست رگ رگ خیال من، کجاست کوزهات؟
چه میشود شراب خون از آن سبو درآورم
دل خراب را در آن شراب شور حل کنم
و جان خویش لخته لخته از گلو درآورم
شکار من! گریختن چه سود؟ آخرش تو را
نشانده رو به روی خود به گفتوگو درآورم
کلاغ نفرت تو را میان حوض دوستی
تکان دهم تکان دهم به شکل قو درآورم