آخرین اشعار

لبم برداشت از روی لبت سوءتفاهم را

لبم برداشت از روی لبت سوءتفاهم را
غزل بر این تفاهم‌نامه زد مُهر تبسم را

تو خندیدی و موج عشق توفان کرد و باران شد
کسی دیگر ندید آرام هرگز این تلاطم را

بهشت از چشم‌هایت ریخت، وقتی آدمِ خوبم
مشامم بو کشید از بوسه‌هایت عطر گندم‌ را

مرا طوری بغل کردی، مرا آن‌گونه بوسیدی
چنان‌که در بغل گیرد تنور داغْ هیزم را

زدی برهم مرا با عشق خود آن‌سان که در تاریخ
ندیده بلخ از چنگیز هم این‌سان تهاجم را

من از شیرینیِ این عشق صدها ماجرا دارم
کجا گوشم بدهکارست حرف مفتِ مردم را

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه