آخرین اشعار

غم تو آتش و من مثل ديگ در جوشم

غم تو آتش و من مثل ديگ در جوشم
گمان مكن كه بزودی شوی فراموشم

درخت سبز تو حالا دچار پاييز است
پرنده رفتن تو خشك كرد و خاموشم

شبيه خاطره‌ها كه به‌یاد می‌مانند
نمی‌روند گلم، خنده‌هایت از گوشم

زمين سوخته را آب می‌كند زنده
چه خوب می‌شد اگر می‌شدی هم‌آغوشم

بگو چه كار كنم می‌خورد مرا آخر
كه مرگ گربه و من در فرار چون موشم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه