آخرین اشعار

غم تو

غريب وار نشسته به جان من غم تو
چه غمگنانه نشسته چه بی وطن غم تو

هميشه مثل خودت خوب و دوست داشتنی ست
به صورت آتش و در خاصيت چمن غم تو

مقام جلوه ی آن نيست صفحه ی آفاق
چگونه جای بگيرد در اين سخن غم تو

جدايی از من و نيلوفر اميد مرا
جدا نشانده از آهنگ وا شدن غم تو

شوم هر آيينه در انتظار خاکستر
مرا گذاشت سر کار سوختن غم تو

غم تو آمدنی هست و رفتنی هرگز
بيا که سخت پشيمان شده از آمدن غم تو

مرا ببخش برای شکايتی دیگر
نمی گذاشت خموشانه سوختن غم تو

شناسنامه