آخرین اشعار

غروب سرد

خوشا به ساغر آغوش تو شراب شدن
به چشمه سار لبت اشک آفتاب شدن

به ياد ماه تن و دامن شب آسايت
چو شمع سوختن و تا سپيده آب شدن

خوشا چو دفتر اشعار مونست بودن
به سويت آن نگۀ مردۀ کتاب شدن

خوشا به چشم هوسخيز آتش انگيزت
غروب سرد و پريشانی خراب شدن

خوشا ز ياد تو رفتن، به خاطرت مردن
ز کشتگان فراموشيت حساب شدن

به شعر من که حريری ز بوسه می پوشی
خوشا شراب هوس شعر بی حجاب شدن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه