کلام گرم چشمانت
حدیث سبز رستن بد
جدا از سایبان عقل
کتابی از شگفتن بد
حصار گرم آغوشت
مرا خواند مرا خواند
جدا از زهد، از تقوا
هیاهوی هوس راند
ز چشم عاشقت دانی
تپیدنهای پنهانم
گریز و باز جستن ها
حضور عشق عریانم
کلام گرم چشمانت
حدیث سبز رستن بد
جدا از سایبان عقل
کتابی از شگفتن بد
حصار گرم آغوشت
مرا خواند مرا خواند
جدا از زهد، از تقوا
هیاهوی هوس راند
ز چشم عاشقت دانی
تپیدنهای پنهانم
گریز و باز جستن ها
حضور عشق عریانم