آخرین اشعار

شکر خدا که اهل جدل همزبان شدند

شکر خدا که اهل جدل همزبان شدند
با هم به سوی کعبه ی عزّت روان شدند

شکر خدا که گردنه گیران محترم
بر گلّه های بی سر و صاحب شبان شدند

شکر خدا که کم کمک از یاد می رود
روزی که پشت نعش برادر نهان شدند

شکر خدا که مسجد و محراب شهر نیز
یکباره-پوست کنده بگویم-دکان شدند

جمعی چنان قدیم، هر آن را که سر فراشت
قربان مادر و پدر و خاندان شدند

یعنی دوباره دشمنِ سوگند خورده را
با استخوان سینه ی خود نردبان شدند

مانند یک دو خوان دگر بعدِ گیر و دار
بر خون خویش و نعش پدر میهمان شدند

هر کس به گونه ای به هدر داد آنچه داشت
یک عده هم که سگ نشدند، استخوان شدند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه