شهر، جنگل شده و ترسِ زیادی دارم
پرم از غصّه ولی ظاهرِ شادی دارم
آسمان هستم و با گریه رفاقت بستم
ابرِ در بارشم و شالِ گشادی دارم
داغ در داغ دلم درد فراوان دیده
از گلِ لالهی آزاده نژادی دارم
دل به دنیا که فریب است نخواهم بخشید
با هوسهای خود از شرم جهادی دارم
زندگی با منی دیوانه نباشد آسان
دشتم و خار و خس و بارش و بادی دارم