تو كوه سر بلند و من بید سر به زیرم
تو آسمانِ آبی من وحشتِ كویرم
جای تو در بلندا من در لجن همیشه
تو سیب سرخ و تازه من كرمك حقیرم
ای نیمهی وجودم اندام نازکت را
ایکاش كرته باشم تا در بغل بگیرم
من باد بادك هستم غم طفل شوخ و نادان
پرواز قسمتم نیست غم كرده چیر چیرم
خامم هنوز اما پختهست دردهایم
هر چند نوجوانم حس میکنم كه پیرم
در وقت رفتن تو گریان كنم چه سود است؟!
من بر خلاف سعدی “بگذار تا بمیرم”