آخرین اشعار

سنگسار

تمام ابر می بارد دل آواره گردت را
ستاره می نویسد شعله شعله زخم و دردت را

روایت می کند برف زمستان پرده در پرده
تمام گیسوی یخ بسته و شب‌های سردت را

عزا پوشیده زخم ماه رویت را شب “بهزان”
میان باد می پیچد خزان و برگ زردت را

صدایت در دل سرد خدا هر روز می پیچد
که در باران سنگ و ماسه می بیند نبردت را

گل پیراهنت سال دگر از خاک می روید
پریشان میکند داغ دل آتش نوردت را

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه