سر بزن اینجا هوای تازه استشمام کن
جادهای تنهاست اینسوها هوای گام کن
جاده میخواند سرود گامهایت نازنین
زود تصمیمی بگیر و ترک صبح و شام کن
سر بزن اینجا اگر در میزبانی کم شدم
در تمام شهر و ده ما را بزن بد نام کن
سفرهای از شعر از شاعر تدارک دیده ام
سفرهای از بوسههای سرخ فکر جام کن
قصهی فرسوده در شأن لبان تازه نیست
بگسل این زنجیرها بر خاک ننگ و نام کن
یا زبانم لال اگر در سر هوای دوست نیست
جار زن حداقل رسوای خاص و عام کن